معرف های اسم در گرامر انگلیسی – Noun Determiners

در زبان انگلیسی کلماتی هستند که پیش از اسم ها می آیند و جایگاه مکانی، مالکیت، تعداد، کمیت یا کیفیت آن ها را برای مخاطب مشخص یا به اصطلاح تعریف می کنند. به این دسته از کلمات Noun Determiners یا معرف های اسم می گویند. در ادامه معرف های اسم در زبان انگلیسی را با هم مطالعه و بررسی می کنیم:

  • حروف تعریف a، an، و the (در مقاله ای جداگانه به تفصیل بحث شده است که برای مطالعه آن میتوانید روی این لینک کلیک کنید)
  • صفت های اشاره (Demonstratives)
  • صفت های ملکی (Possessive Adjectives)
  • صفت های کمی(Quantitative Adjectives)

 

صفت های اشاره (Demonstratives)

در مقاله ای جداگانه در مورد صفت صحبت کرده ایم. صفت ها کاری ندارند جز توصیف اسم و در جملات عموما آنها را قبل از اسم یا بعد از فعل های to be می بینیم. صفت های اشاره هم مثل سایر صفت ها قبل از اسم می آیند تا مشخص کنند در مورد کدام اسم صحبت می کنیم؛ به همین دلیل صفت های اشاره را معرف های اسم (Noun Determiners) هم می نامند. و قتی می گوییم this pen و به خودکار روی میز اشاره می کنیم، مخاطب ما با توجه به اشاره ما و کلمه this توجهش به خودکار روی میز جلب می شود. برای آشنایی با این صفات در ادامه با ما باشید:

صفت های اشاره مفرد (this, that)

This : به معنی “این” که برای اسم های نزدیکِ مفرد به کار می رود.

That : به معنی “آن” که برای اسامی دورِ مفرد کاربرد دارد.

مثال های زیر را با هم مرور می کنیم:

She wants to buy this bag.

او می خواهد این کیف را بخرد.

This car is really cheap!

این خودرو واقعا ارزان است!

That girl seating there is my friend.

آن دختر که آنجا نشسته دوست من است.

Look at that skirt! It is really beautiful.

آن دامن را ببین! واقعا زیباست.

 


صفت های اشاره جمع (These, Those)

These : به معنی اینهاکه برای اسامی نزدیکِ جمع به کار می رود. البته لازم به ذکر است در جمله “این” ترجمه می شود. یعنی these pens در فارسی به “این خودکارها” ترجمه می شود.

Those : به معنی “آنها” که برای اسامی دورِ جمع استفاده می شود. و مثل these در جمله به صورت مفرد ترجمه می شود.

مثال های زیر را با هم مرور می کنیم::

My mother has read these books.

مادرم این کتاب ها را خوانده است.

These shoes are very big for me.

این کفش ها برای من خیلی بزرگ هستند.

Those cars are very fast.

آن ماشین ها خیلی سریع هستند.

Mohsen wants to buy those shirts.

محسن می خواهد آن پیراهن ها را بخرد.

 

صفت های ملکی (Possessive Adjectives)

برای اینکه بتوانیم با مشخص کردن مالک چیزیآن را تعریف کرده و به عبارتی برای مخاطب معرفی کنیم، از صفت های ملکی استفاده می کنیم. وقتی می گوییم “لیوان” مخاطب هیچ ایده ای در خصوص اینکه در مورد چه کتابی صحبت مب کنیم ندارد؛ ملی وقتی می گوییم “لیوان من” مخاطب می داند که در مورد کدام لیوان صحبت می کنیم. پس می توانیم برای تعریف یک اسم از صفت ملکی استفاده کنیم. صفت های ملکی قبل از اسم می آیند. به مثال های زیر دقت کنید:

ماشین او خیلی سریع است.

His car is very fast.

کتاب او (مونث) خیلی جالب است.

Her book is so interesting.

گربه من خیلی بامزه است.

My cat is very cut.

سگ او (مذکر) بزرگ است.

His dog is big.

آن گربه را نگاه کن. دمش دراز است.

Look at that cat. Its tail is long.

خانه آنها در خیابان آزادی است.

Their house is on Azadi street.

پرنده های او (مونث) زیبا هستند.

Her birds are beautiful.

اتاق شما نامرتب است.

Your room is messy.

 

نکته 1: صفت های ملکی در هیچ شرایطی جمع بسته نمی شوند:

Their classes are big.

Theirs classes are big

نکته 2: برای تاکید بر مالکیت می توان از کلمه own استفاده کرد:

This is my own shirt.

این پیراهن خودم است.

 

نکته 3: یکی از مواردی که گاهی بعضی از زبان آموزان را دچار اشتباه می کند شباهت تلفظ Its با It’s و your با you’re است. البته اگر به معنی و محتوای کل جمله دقت کنید هیچگاه دچار اشتباه نخواهید شد.

مثال:

I think It’s a dog and Its tail is short.

فکر میکنم آن یک سگ است و دمش کوتاه است.

You’re so talented. Your father is talented too.

شما خیلی با استعداد هستید. پدرتان نیز با استعداد است.

 

صفت های کمی (Quantitative Adjectives)

یک از راه های معرفی یا تعریف یک اسم بیان تعداد یا مقدار آن است. در زبان انگلیسی می توان با استفاده از صفت های کمی این کار را انجام داد. a few, a little, much, many, a lot of, most, some, any enough رایج ترین صفت های کمی در زبان انگلیسی هستند.

مثال:

She ate a little rice.

او مقدار کمی برنج خورد.

There is no bread in refrigerator.

در یخچال نان وجود ندارد.

I’ll have some cake.

من مقداری کیک می خورم.(سفارش)

I did not have any comic books.

من هیچ کامیک بوکی (کتاب مصور) ندارم.

She did not have enough money to buy a new car.

او پول کافی برای خریدن یک ماشین جدید را ندارد.

I will tell you the whole story of my life.

همه داستان زندگیم را به تو خواهم گفت.