کلمات ضروری برای صحبت در مورد خانه و وسایل آن
خانه جایی است که هر شب در آن می خوابید. جایی است که هر روز در آن از خواب بیدار می شوید. جایی است که در آن غذا می خورید. بنابراین ممکن است وقتی به آن فکر می کنید تعجب کنید که چقدر چیز در خانه شما وجود دارد. درها، پنجره ها، مبلمان، اشیاء. حتی بسیاری از این چیزها از قسمتهای کوچکتر تشکیل شده است.
یادگیری کلمات انگلیسی برای همه اتاق ها و اقلام مختلف در خانه یک چالش است. اما شروع کار آسان است! در زیر، ما واژگان اساسی را برای صحبت در مورد خانه شما و چیزهای موجود در آن بررسی می کنیم.
واژگان انگلیسی برای قسمت های مختلف خانه
ابتدا اجازه دهید برخی از اتاق ها و قسمت های اصلی خانه را بررسی کنیم.
بسته به محل زندگی شما، اتاق ها و خانه ها می توانند کمی متفاوت باشند. اینها بخشهایی از یک خانه معمولی آمریکایی است که در بسیاری از نقاط دیگر نیز به همین شکل است.
Attic (اتاق زیر شیروانی)
اتاقی در بالاترین قسمت خانه، و زیر سقف.
That house has a small attic room.
- آن خانه اتاق زیر شیروانی کوچکی دارد.
Bathroom (حمام)
به هر جایی با توالت و سینک bathroom گفته می شود. عجیب است که همه bathroom ها جایی ندارند که بتوانید حمام کنید! این مکان را همچنین می توانrestroom (سرویس بهداشتی) یاwashroom (دستشویی) نامید.
I really need to go to the bathroom.
- من واقعا احتیاج دارم به دستشویی بروم.
Basement (زیرزمین)
سطحی زیر سطح زمین یک خانه. basement به کل فضای زیرزمین گفته می شود. که ممکن است یک اتاق بزرگ یا گروهی از اتاقهای کوچکتر باشد.
I’m going downstairs to the basement.
- دارم به زیرزمین می روم.
Bedroom (اتاق خواب)
البته جایی است که تخت (bed) دارد! در بسیاری از خانه ها، اتاق خواب ها در طبقه بالا (upstairs) قرار دارند.
That hotel has 50 bedrooms
- آن هتل پنجاه اتاق خواب دارد.
Den (اتاق نشیمن خصوصی)
– den مانند یک اتاق نشیمن (living room) است، اما کمتر شیک و بیشتر خصوصی بوده و برای استراحت و تماشای تلویزیون است.
He was in the den watching TV.
- او در اتاق نشیمن در حال تماشای تلویزیون بود.
Dining room (اتاق غذاخوری)
اتاقی که وعده های غذایی در آن سرو می شود.
Breakfast was on the table when she entered the dining room.
- وقتی او وارد اتاق غذاخوری شد، صبحانه روی میز بود.
Driveway (راهرو)
مسیر کوتاهی در کنار خانه که می توانید اتومبیلتان را در آن پارک کنید یا آن را به گاراژ ببرید.
He turned into the driveway and parked the truck.
- او در راهرو پیچید و کامیون را پارک کرد.
Garage (گاراژ)
بخش سرپوشیده ای از خانه که ماشین در آن پارک می شود. البته به هر ساختمانی که در آن خودرو پارک و نگهداری می شود نیز گاراژ گفته می شود و حتما نیاز نیست بخشی از یک خانه باشد.
I’ll just go and put the car in the garage.
- الان میروم و ماشین را در گاراژ میگذارم.
Hall (راهرو)
راهرو فضای باریک است که اتاق ها را به هم متصل می کند.
Each floor had ten rooms on both sides of the hall.
- هر طبقه ده اتاق در دو طرف راهرو داشت.
Kitchen (آشپزخانه)
اتاقی که در آن غذا را ذخیره (store) و آماده (prepare) می کنید.
She is in the kitchen making a meal.
- او در آشپزخانه در حال درست کردن غذاست.
Living room (اتاق نشیمن)
اتاق نشیمن اتاقی برای استراحت یا پذیرایی از مهمانان است. در کشورهای انگلیسی زبان، این اتاق اغلب در بخش جلویی خانه قرار دارد. در انگلستان، گاهی اوقاتsitting room نامیده می شود.
We all settled around the television set in the living room.
- همه در اطراف تلویزیون در اتاق نشیمن مستقر شدیم.
Porch (ایوان)
ایوان فضای باز سرپوشیده است که می تواند در جلو (front)، عقب (back) یا کنار (side) خانه باشد. گاهی اوقات ایوانها کمتر شبیه فضاهای باز و بیشتر شبیه اتاقهایی با پنجره های توری (screened windows) هستند که اجازه ورود هوا را می دهد ولی حشرات (bugs) را نه.
They were sitting on the front porch drinking coffee.
- آنها در ایوان جلو نشسته بودند و قهوه می نوشیدند.
Roof (سقف)
به پوشش بالای خانه سقف گفته می شود که دارای اشکال و سبک های متفاوتی هستند، اما رایج ترین نوع آن در ایالات متحده و بریتانیا و بسیاری از مکان های دیگر، سقف شیروانی (gable roof) است. سقف شیروانی دارای دو سطح مسطح (flat surfaces) است که به سمت بالا متمایل می شوند و به هم می رسند و شکل مثلثی می سازند. فضای زیر سقف در این منطقه مثلث معمولاً جایی است که اتاق زیر شیروانی است.
They finally found the cat up on the roof.
- آنها بالاخره گربه را روی پشت بام پیدا کردند.
Stairs/stairway (پله/ راه پله)
مجموعه ای از پله ها (steps) که سطوح مختلف خانه را به هم متصل می کنند.
The baby was trying to climb the stairs.
- بچه سعی می کرد از پله ها بالا برود.
Yard (حیاط)
محوطه بیرونی (outdoor area) در جلو، عقب یا کنار خانه. در انگلستان، مردم حیاط را باغ (garden) می نامند. در ایالات متحده، باغ بخشی از حیاط است که برای رشد گیاهانی مانند گل یا سبزیجات استفاده می شود.
The kids were playing in the back yard.
- بچه ها در حیاط پشتی مشغول بازی بودند.
اکنون که با قسمت های مختلف خانه آشنا شدید، بیایید برخی از اسباب و اثاثیه و اشیاء را که ممکن است در رایج ترین بخش های یک خانه ببینید را بررسی کنیم.
واژگان حمام (Bathroom Vocabulary)
اثاثیه و وسایل حمام (Bathroom Furniture and Fixtures)
furniture معمولاً به معنای اسباب و اثاثیه بزرگ در اطراف خانه است که می توانید روی آنها بنشینید، روی آنها دراز بکشید یا وسایلی را روی آنها قرار دهید. اما در برخی از اتاقها، مانند حمام، اشیایی را پیدا می کنید بیشتر شبیه بخشی از اتاق است چون معمولا به دیوار یا کف متصل است. به چنین اثاثیه ایfixture می گویند.
Bathtub (وان)
ظرف (container) بزرگی که برای استحمام با آب پر می کنید. بیشتر وان ها دارای شیر (faucet یا tap) و سر دوش (shower head) هستند که آب را از بالا اسپری می کند.
I placed myself in the bathtub and turned on the water.
- وارد وان حمام شدم و آب را باز کردم.
Counter (پیشخوان)
تقریباً به هر سطح برآمده و ثابتی گفته می شود که هنگام ایستادن استفاده می کنید. از آنجا که شما معمولاً در آشپزخانه و حمام پیشخوان دارید، آنها از موادی (material) ساخته می شوند که به راحتی تمیز شوند.
It was very messy on the counter.
- روی پیشخوان خیلی به هم ریخته بود.
Mirror (آینه)
شیشه ای است که در آن می توانید بازتاب (reflection) خودتان را ببینید.
He spends hours in front of the mirror!
او ساعت ها جلوی آینه سپری می کند!
Shower (دوش)
یک اتاق کوچک که می توانید در آن دوش بگیرید. shower می تواند به معنای سر دوش (shower head) ، محل دوش گرفتن (shower stall) یا عمل دوش گرفتن باشد.
شما ممکن است به کسی بگویید:
“Can I use your shower? Because I really need a shower!”
- آیا می توانم از دوش شما استفاده کنم؟ چون من واقعاً نیاز دارم دوش بگیرم!
Sink (سینک)
وسیله ی کاسه مانند بزرگی که در آن دستان خود را می شویید.
Toilet (توالت)
وسیله ای با یک کاسه (bowl)، یک صندلی (seat)، یک درپوش (lid) و یک دسته برای شستشوی داخل کاسه با فشار (flushing water). احتمالا می دانید که برای چیست!
He flushed the toilet.
- او سیفون توالت را کشید.
وسایل حمام (Bathroom Items)
Toilet paper (دستمال توالت)
کاغذ رول نرم (soft rolled paper) که بعد از توالت برای تمیز کردن خود از آن استفاده می کنید.
Did you get recycled toilet paper?
- آیا دستمال توالت قابل بازیافت خریدی؟
Toothbrush (مسواک)
وسیله ی کوچکی که برای تمیز کردن دندان ها (teeth) به کار می رود.
I brushed my teeth thoroughly with my electric toothbrush.
- با مسواک برقی دندان هایم را کاملا مسواک زدم.
Toothpaste (خمیردندان)
There is no toothpaste in this tube.
- هیچ خمیر دندانی باقی نمانده است.
Towel (حوله)
پارچه ای که برای خشک کردن (dry) خود استفاده می کنید. حوله های دستی (Hand towels) حوله های کوچکتری هستند که از آنها برای خشک کردن دستان خود استفاده می کنید. حوله های حمام (Bath towels) حوله های بزرگی هستند که برای خشک کردن تمام بدن استفاده می شوند.
She dried her hands on the bath towel.
- او دست هایش را با حوله حمام خشک کرد.
Soap (صابون)
صابون می تواند به معنای صابون دست (hand soap) باشد، که معمولاً در یک ظرف قرار دارد که هنگام استفاده کف (foam) می کند و می توانید از آنها برای شستن دستان خود در سینک استفاده کنید. همچنین می تواند به معنای قالب صابون (a bar of soap) باشد که برای تمیز کردن خود در حمام یا دوش استفاده می کنید.
Wash your hands thoroughly with soap and water.
- دست های خود را کاملا با آب و صابون بشویید.
Washcloth (لیف)
یک پارچه کوچک برای تمیز کردن خود در حمام یا دوش.
واژگان اتاق خواب (Bedroom Vocabulary)
مبلمان و وسایل اتاق خواب (Bedroom Furniture and Fixtures)
Bed (تختخواب)
در واقع bed یک تشک (mattress) در چارچوب تخت (bed frame) است. یک تخت همچنین می تواند یک تشک روی زمین باشد.
She got into bed and turned out the light.
- او به رختخواب رفت و چراغ را خاموش کرد.
Closet (گنجه)
اتاق کوچکی که می توانید لباس های خود را در آن آویزان کنید.
Her closet was full of beautiful clothes.
- کمدش پر از لباس های زیبا بود.
Dresser (میز کشودار/ میز ارایش)
اثاثیه ای با کشو (drawer) که در آن لباس های تا شده (folded clothes) را نگهداری می کنید.
Wardrobe (کمد لباس)
یک کمد بلند که لباس ها را داخل آن آویزان (hang) می کنید.
Can you hang these in the wardrobe, please?
- می توانید لطفا اینها را در کمد لباس آویزان کنید؟
وسایل اتاق خواب (Bedroom Items)
Comforter/quilt/bedspread (روتختی)
پوششی که روی تخت قرار می گیرد.
Lamp (چراغ / اباژور)
به هر چراغی با لامپ (lightbulb) و سیم (cord) گفته میشود. این گونه چراغ ها معمولاً روی مبلمان یا روی زمین قرار میگیرند.
He read the book by the light of the bedside lamp.
- او کتاب را زیر نور چراغ کنار تخت خواند.
Pillow (بالش)
بالش های روی تخت خواب معمولا برای خوابیدن استفاده می شوند. همچنین شما ممکن است از throw pillows استفاده کنید که بیشتر برای دکوراسیون و ایجاد راحتی هستند.
I’ll be asleep as soon as my head hits the pillow.
- به محض اینکه سرم به بالش برسد، خواهم خوابید.
Sheet (ملحفه)
پوشش نازکی که روی تشک قرار میگیرد. یک fitted sheet روی تشک کشیده می شود و یک top sheet روی فردی که روی تخت دراز می کشد را می پوشاند.
I’ll go and find you some clean sheets.
من می روم برایت چند ملحفه تمیز پیدا کنم.
Blanket (لحاف)
لحاف معمولا از پشم (wool) درست می شود و ضخیم (thick) است.
They spent their long winters under a blanket.
- آنها زمستان های طولانی را زیر یک پتو سپری کردند.
واژگان اتاق نشیمن (Den or Living Room Vocabulary)
مبلمان و وسایل اتاق نشیمن (Den or Living Room Furniture and Fixtures)
Armchair (صندلی بازودار)
به صندلی دارای بازو گفته می شود.
Coffee table (میز جلو مبلی)
میز کوتاهی که معمولاً در جلوی کاناپه قرار می گیرد و می توانید قهوه یا نوشیدنی خود را روی آن قرار دهید. همچنین ممکن است جایی برای روزنامه ها، مجلات و کنترل تلویزیون باشد.
His feet are always up on the coffee table?
- پاهای او همیشه روی میز جلو مبل است؟
Couch (مبل راحتی بازو دار)
برخی از افراد ممکن است آن را Sofa (مبل) بنامند.
Tom offered to sleep on the couch.
- تام پیشنهاد داد روی مبل بخوابد.
Side/end table (میز بغل مبل)
میزی است که در کنار مبل یا صندلی قرار می گیرد. می توانید نوشیدنی یا اقلام دیگر را روی آن قرار دهید.
وسایل اتاق نشیمن (Den or Living Room Items)
Television/TV (تلويزيون)
تلويزيون دستگاهي با صفحه اي بزرگ است كه از آن براي تماشاي فيلم استفاده می شود. همچنین می تواند به صورت کلی به برنامه های تلویزیونی اشاره کند.
به عنوان مثال، ممکن است به دوست خود بگویید:
Hey, can we go over to your house and watch TV?
- سلام، می توانیم به خانه شما بی یاییم و تلویزیون تماشا کنیم؟
و دوست شما ممکن است بگوید:
Actually, no, because my TV is broken.
- در واقع، نه، زیرا تلویزیونم خراب است.
TV remote/remote control (کنترل از راه دور تلویزیون)
وسیله ای است که به شما امکان می دهد با آن تلوزیون خود را خاموش (turn off) یا روشن (turn on) کرده و کانال ها را تغییر دهید (change channels).
He always has the remote control in his hand.
- او همیشه کنترل را در دستش دارد.
Rug (قالی، قالیچه) – Carpet (فرش)
یک پوشش نرم و تزئینی که روی کف زمین (floor) پهن می شود. ممکن است فرش را در هر نقطه از خانه پیدا کنید، اما اغلب در اتاق نشیمن ها وجود دارند.
carpet وrug می توانند معنی یکسانی داشته باشند، اما معمولاً carpet به معنای پوششی برای تمام کف اتاق است، در حالی که rug کوچکتر می باشد (و حتی ممکن است روی carpet پهن شود).
There was a large circular rug on the floor.
- یک فرش مدور بزرگ روی زمین بود.
My bedroom carpet is green.
- فرش اتاق خواب من سبز است.
واژگان اتاق غذاخوری (Dining Room Vocabulary)
مبلمان و وسایل اتاق ناهارخوری (Dining Room Furniture and Fixtures)
Dining room table (میز ناهارخوری)
میز مخصوص غذا خوردن ، معمولاً به اندازه ای بزرگ است که حداقل برای چهار نفر صندلی می گنجاند.
They get together around the dining room table every day.
- آنها هر روز دور میز ناهارخوری دور هم جمع می شوند.
اقلام اتاق ناهار خوری (Dining Room Items)
Cup (فنجان)
هر ظرفی که برای آشامیدن استفاده می شود و از چیزی به جز شیشه شفاف ساخته شده باشد. به عنوان مثال، coffee cup (فنجان قهوه) یاtea cup (فنجان چای).
Dish (ظرف)
یک dish می تواند تقریباً هر نوع ظرفی باشد که شما غذا را در آن می خورید یا در آن سرو می کنید. بشقاب یک ظرف تخت است، در حالی که کاسه (bowl) فقط برای اشاره به یک ظرف عمیق برای نگهداری سوپ یا خورش استفاده می شود.
Glass (لیوان)
هر ظرفی که برای آشامیدن استفاده می شود و از شیشه ساخته شده باشد.
Napkin (دستمال)
پارچه ای که هنگام خوردن روی پاهای خود قرار می دهید یا برای پاک کردن دهان خود از آن استفاده می کنید.
Silverware (کارد وچنگال)
در واقع به ابزاری که با آن غذا خورده می شود اطلاق می گردد، از جمله چنگال (fork)، قاشق (spoon) و چاقو (knife). گاهی اوقات به آن cutlery یا flatware نیز گفته میشود.
واژگان آشپزخانه (Kitchen Vocabulary)
مبلمان و لوازم آشپزخانه (Kitchen Furniture and Fixtures)
Cabinet (کابینت)
کابینت ها فضاهایی در دار هستند که در آشپزخانه ها یافت می شوند، جایی است که مواد غذایی و تجهیزات پخت و پز را در آن نگهداری می کنید.
Floor (کف)
هر اتاق خانه دارای کف است که شما بر روی آن قدم می زنید، اگر اینطور نبود شما به اتاق زیرین می افتادید! اما این کلمه وقتی در مورد آشپزخانه صحبت می کنیم اهمیت پیدا می کند، زیرا معمولاً بیشتر از سایر کفها نیاز به تمیز کردن دارد.
There was a puddle of water on the kitchen floor.
- یک گودال آب در کف آشپزخانه بود.
Oven (فر)
وسیله ای با فضای بسته که برای پخت استفاده می شود (برای تهیه غذاهایی مانند نان یا شیرینی). در اکثر آشپزخانه ها، oven در زیر stove یافت می شود.
Preheat the oven to 200 degrees C.
- ابتدا فر را با دمای 200 درجه سانتی گراد گرم کنید.
Stove (اجاق گاز)
سطحی که برای پخت یا گرم کردن غذا استفاده می کنید.
A pot of soup was simmering on the stove.
- یک قابلمه سوپ داشت روی اجاق گاز می جوشید.
Pantry (انبار)
Pantry می تواند یک کابینت بزرگ یا یک اتاق جداگانه می باشد. جایی است که مواد فاسدنشدنی یا غذاهایی که به راحتی خراب نمی شود و نیازی به سرد نگه داشتن ندارند، ذخیره می شود. همچنین می توانید چاشنی ها (seasonings ، ادویه جات (spices) و سایر طعم دهنده ها (flavorings) را در انبار خود نگهداری کنید.
It was the only edible thing in the pantry.
- تنها مواد خوراکی در انبار بود.
Refrigerator (یخچال)
غذایی که باید سرد نگه داشته شود در یخچال نگهداری می شود. اکثر یخچال ها دارای فریزر (freezer) متصل برای نگهداری مواد غذایی به صورت یخ زده هستند.
Keep in the refrigerator and use within 3 days.
- در یخچال نگهداری شود و ظرف 3 روز استفاده شود.
وسایل آشپزخانه (Kitchen Items)
Coffeemaker (قهوه ساز)
روش های زیادی برای تهیه قهوه وجود دارد، اما قهوه ساز دستگاهی است که با اتصال آن به برق، قهوه را با چکاندن آن از فیلتر درست می کند.
Kettle (کتری)
کتری برای گرم کردن آب به منظور درست کردن چای استفاده می شود. این می تواند به یک کتری برقی (electric kettle)، که آن را به برق وصل می کنید، یا یک کتری اجاق گاز (stovetop kettle)، که از آن برای گرم کردن آب روی اجاق گاز استفاده می کنید، اشاره کند. کتری با قوری (teapot) متفاوت است، در واقع آن ظرفی است که چای را در آن دم می کنند.
The kettle’s boiling.
- کتری در حال جوشیدن است.
She was there, pouring water into the teapot.
- او آنجا در حال پر کردن قوری با آب بود.
Microwave (مایکروویو)
یک وسیله کوچک که غذا را به سرعت گرم می کند! می توانید به آن microwave oven هم بگویید.
I’ll heat the food up in the microwave.
- غذا را در مایکروویو گرم خواهم کرد.
Pot and pan (قابلمه و ماهی تابه)
یک pan را می توان skillet هم نامید و برای سرخ کردن مواد غذایی مانند تخم مرغ روی اجاق گاز استفاده می شود. pot یک ظرف فلزی با عمق بیشتر است که برای گرم کردن غذا روی اجاق گاز استفاده می شود. یک saucepan مانند قابلمه است، اما معمولاً دارای دسته ای بلند می باشد.
There was a big pot of soup on the stove.
- یک قابلمه بزرگ سوپ روی اجاق بود.
Fry the potatoes in a large pan.
- سیب زمینی ها را در یک تابه بزرگ سرخ کن.
Toaster (توستر)
توستر دستگاهی با شکاف های (slots) کوچکی برای تست کردن نان است.
She had been the first to buy a toaster.
- او اولین کسی بود که توستر خرید.
این واژگان فقط تعدادی از اتاقها و اقلام احتمالی می باشد که ممکن است در یک خانه پیدا کنید، اما برای شروع یادگیری عالی هستند! اگر با کلمات دیگری نیز آشنا هستید می توانید در بخش کامنت ها با ما به اشتراک بگذارید.
مثال ها بر گرفته از دیکشنری لانگمن (www.ldoceonline.com).
| هدایای اکسیر |
هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.