باز کردن سر صحبت در انگلیسی شروع مکالمه با غریبه ها

 

شرکت در هر نوع جمعی که در آن­جا با افراد غریبه همراه هستیم، در اکثر ما اضطراب ایجاد می کند و وقتی در آن جمع به جز ما همه انگلیسی زبان باشند، چنین نگرانی هایی می تواند شدیدتر باشد.

در طی فرایند آموزش زبان، ما با فرهنگ و عقایدی نیز رو به رو هستیم که می­توانیم آن­ها را بخوانیم، روی آن ها کار کنیم و با دیگر افراد تمرین کنیم تا اعتماد به نفس استفاده از آن­ ها در موقعیت­ های واقعی را به دست بیاوریم. تجربه ی چنین موقعیتی در آموزشگاه ها و کلاس زبان عملا ممکن نیست، چرا که تعداد محدودی از انسان ها با شما همکلاسند که هم‌زبانتان نیز هستند. بنابراین با خواندن این مقاله می توانید خودتان را برای مواجهه با غریبه هایی که هم‌‌‌‌زبانتان نیستند آماده کنید.

 

باز کردن سر صحبت در انگلیسی

باز کردن سر صحبت در انگلیسی

اولین چیزی که در مورد شرکت در جمع های بزرگ باید به یاد داشته باشیم این است که حس اضطراب حرف زدن با غریبه­ ها، موضوعی کاملا طبیعی است. مطمئناً برخی افراد به راحتی با چنین شرایطی رو به رو می­شوند، اما گروهی دیگر چنان به مشکل برمی­خورند که ممکن است به هر قیمتی از قرار گرفتن در این موقعیت­ ها اجتناب کنند. گروهی دیگر که بین این دو دسته قرار می­گیرند کسانی هستند که می­دانند باید در این شرایط قرار بگیرند، اما این کار را با اضطراب انجام می­دهند.

 

ما تنها نیستیم!

 

شرایطی که ما در اینجا درباره آن صحبت می کنیم موارد مختلفی از مهمانی­ ها و جشن­ ها مانند عروسی یا مجالس شب سال نو تا دوره های آموزشی یا کنفرانس­ ها را شامل می­شود که ما باید به عنوان بخشی از زندگی کاری خود در آن شرکت کنیم.

پس بیایید دست به کار شویم!

 

ملاقات با یک فرد غریبه

اولین موقعیت بررسی، زمانی است که شما می­خواهید به یک فرد غریبه نزدیک شوید. شما مطمئن هستید که باید با کسی حرف بزنید. به سمت غرفه‌ی‌ قهوه یا میزی که ساندویچ ها روی آن قرار دارند، می­ روید و در صف می ایستید. یا شخصی را می بینید که مانند شما تنها ایستاده است و به سمت او می روید.

 

اولین نقطه­ ی شروع یک رابطه­، برقراری ارتباطات چشمی است و سپس می­توانید با گفتن نام خود و احوال پرسی با فرد مقابل، دست بدهید:

Hi, I’m Kim.

  • سلام، من کیم هستم.

 

به هنگام دست دادن، دست فرد مقابل را به گرمی دو، سه بار تکان دهید. استفاده از دست دیگر برای گرفتن دست فرد مقابل شاید برای بار اول کمی زیاده­روی باشد. خوشبختانه فرد مقابل این ارتباط را درک می­کند و در شرایط پیش آمده خجالت نمی­کشد.

البته ممکن است شرایط طوری باشد که این شخص به شما نزدیک شده باشد و بخواهد مکالمه را آغاز کند. در این شرایط نیز، همان الگوی ارئه شده­ ی قبلی را به کار بگیرید.

 

باز کردن سر صحبت (Breaking the Ice)

بعد از رد و بدل کردن نام ها و دست دادن کوتاه چه باید کرد؟ آیا باید با لبخندی سرشار از نارضایتی در سکوت ایستاد تا شخص مقابل سر صحبت را باز کند؟ بهترین کار این است که در مرحله جنجالی مکالمه قرار بگیرید، یعنی شما و فرد مقابل قبل از اینکه سراغ کس دیگری بروید، تعاملات ابتدایی را شروع کنید و تصمیم بگیرید که راجع به چیز مشترکی حرف بزنید یا موضوعات ساده تری را انتخاب کنید.

مکالمه را با موضوعاتی شروع کنید که نکات مشترکی دارید، مثلا علت حضور شما در آن جمع یا مهمانی می­تواند یکی از این گزینه ­ها باشد.

‘Nice room.’

  • اتاق زیباییست.

‘There’s a lot of people here.’

  • افراد زیادی در اینجا حضور دارند.

‘Lovely party.’

  • مهمانی دلپذیریست.

‘Great spread (of food).

  • غذاها متنوع هستند.

 

این جملات نمونه هایی از اصطلاحات کاربردی در شروع بحث هستند. در جواب اینها شما هم می­توانید از پاسخ ساده بله یا خیر استفاده کنید و یا جوابی کاملتر ارائه دهید، برای مثال: “The little sausage thingies are brilliant. Try one.” (سوسیس‌های کوچک بسیار خوشمزه هستند، امتحان کنید.)

 

در هر حال، مکالمه در حال شکل گیری است. سپس در مراحل بعدی بیشتر به جزئیات می­پردازیم:

Where are you from?’       اهل کجا هستید؟

‘How do you know Jill (the hostess)?’ جیل (میزبان) را از کجا می­شناسید؟

‘Have you been on this sort of course before?’         آیا قبلا در چنین مراسمی بوده اید؟

 

خوشبختانه یکی از این سوالات، این فرصت را به شما خواهد داد تا بتوانید راجع به آن، با جزئیات سخن بگویید. برای مثال:

 

‘Where are you from?’     اهل کجا هستید؟

‘Northampton.’      نورثامپتن

‘Oh, that’s were my daughter goes to college. Do you know it?’

همان جاییست که کالج دخترم آنجا قرار داشت. آن را می­شناسید؟

 

‘A bit, I live quite close to it.’                حدودا؛ تقریبا ساکن همان حوالی ام.

 

‘It’s lovely countryside around there.’ فضای اطراف شهر آنجا عالی است.

‘Yeah, the town’s a bit run down now, but the villages are great.’

موقعیت شهرستان نسبت به قبل ضعیفتر شده، اما روستاها عالی هستند.

‘We had lunch in Moulton last time we were there…’

آخرین باری که آنجا بودیم، ناهار را در مولتون خوردیم

 

‘I know the pub…’ آبجوفروشی ها را می­شناسم

 

زمانی که مکالمه پیش رفت، شما دوستی خواهید داشت که می­توانید در طول مراسم همراه او باشید و با او صحبت کنید و حتی ممکن است شانس آشنایی با افراد بیشتری را نیز به دست بیاورید. اگر اولین مکالمه شما با کسی خوب پیش نرفت، ناامید نشوید. شما قادر به برقراری ارتباط بوده ­اید و همین باعث می­شود تا اعتماد بنفستان افزایش یابد و ممکن است کسی به شما لبخند بزند و ارتباطی جدید شکل بگیرد.

 

گاهی برای شروع یک مکالمه ممکن است هیچ موضوع مشترکی پیدا نکنیم، در این حالت بهتر است از موضوعاتی “امن” استفاده کنیم؛ چرا که این موضوعات حس آرامش خاطر بیشتری به شما می­دهند.

 

موضوعات امن در باز کردن سر صحبت در انگلیسی

اولین موضوع، صحبت کردن راجع به وضعیت هواست. بریتانیایی ها علاقه­ ی خاصی به صحبت کردن راجع به هوا دارند. شاید عجیب به نظر برسد اما این موضوعی پیش پا افتاده به حساب می­ آید. هوا هیچوقت خیلی سرد یا خیلی گرم نیست. به ندرت پیش می ­آید که شاهد طوفان های شدید یا شرایط ناپایدار جوی بود. اما به هر حال این موضوع، عالی است.

 

‘Chilly today.’        هوا خنک است

‘Yes.’ بله

‘Yes, I didn’t know whether wear a jumper.’ بله، نمی­توانستم تصمیم بگیرم که گرمکن بپوشم یا خیر

‘It was hard, I know what you mean.’ سخت بوده است، منظورتان را می­فهمم.

‘Not as bad as last week though.’         اگرچه، بدتر از هفته پیش نبود.

‘I know, we actually had snow in Northampton.’     می­فهمم، در نورثامپتن شاهد بارش برف بوده ایم.

‘Really, I can’t remember when we last had that.’   واقعا؟ آخرین باری که آنجا برف بارید را به یاد نمی­ آورم

 

 

همانطور که در مثال ها مشاهده می­کنید، با شروع مکالمه، دیگر نیازی به پرسیدن سوالات مستقیمی ندارید.

دومین موضوع، پرسش درباره ­ی مسیر رسیدن به آن محل است. بدون اینکه بخواهیم نگاهی جنسیتی به این موضوع داشته باشیم، معمولا صحبت درباره­ ی مسیرها، موضوعی مردانه محسوب می­شود.

 

‘What was your journey like?’  مسیرتان چطور بود؟

‘Not bad.’    بد نبود

‘That roundabout at the motorway turn off…’          آن دور برگردان در بزرگراه مصدود است.

‘I know, I was stuck there for ten minutes.’               میدانم،چند دقیقه­ای در آنجا گیر افتادم

‘I hit roadworks.’   من  با جاده سازی برخورد کردم.  

‘I used google maps, it directed me around them.’           من با کمک گوگل مپ از نزدیکی آنها رد شدم

سومین موضوع، صحبت راجع به فرزندان است که البته شاید به اندازه‌­ی بقیه موضوعات، امن نباشد. همه دوست دارند درمورد فرزندانشان صحبت کنند.

کلید شروع این موضوع، مطرح کردن موضوعی راجع به فرزندان خودتان است (البته اگر فرزندی داشته باشید). بیایید به مثالی درباره ­ی نوشیدن قهوه توجه کنیم:

 

My eldest loves coffee.’   فرزند بزرگتر من عاشق قهوه است.

‘How old?’  چند سالش است؟

‘She’s twelve, I only let her have a cup at weekends.’

دوازه ساله، اما من فقط اجازه یک فنجان قهوه در آخر هفته را به او می­دهم.

 

‘Yes, there’s some advice about that, isn’t there?’

 درسته، فکنم چنین توصیه­ ای راجع به این موضوع وجود داره، درسته؟

‘Yes, do you…?     بله، شما هم … ؟

 

اینجا نقطه­ ی حساسی است. بخشی از سوال همراه با اشاره ­ای مانند بالا بردن سر یا برگرداندن سر بیان می­شود. در صورت منفی بودن پاسخ، با تکان دادن سر یا ناتمام گذاشتن جمله بهتر است مکالمه به سمت موضوع دیگر جهت داده شود.

 

پایان دادن به مکالمات بعد از باز کردن سر صحبت در انگلیسی

حتی زمانی که در حال مکالمه با دوستانمان هم هستیم، به زمانی می­رسیم که باید صحبت مان را تمام کنیم. این روند، زمانی که فرد مورد نظر غریبه است، سریعتر اتفاق می افتاد. این مسئله می­تواند زمانی رخ دهد که فرد دیگری به شما می­رسد که هم صحبت شما را می­شناسد و بلافاصله موضوعات مشترکی که بینشان است را بیان می­کند. در این قسمت نیز می­توان از روش­هایی مودبانه و راحتتری استفاده کرد:

 

I’m just going to get a top up,’ (indicating the coffee cup you are holding).من میخواهم فنجانم را دوباره پر کنم. (به فنجانی که در دست دارید اشاره می­کنید.)

‘It’s been lovely meeting you. Take care.’     از آشنایی با شما خوشحال شدم. مراقب خود باشید.

’I’ll catch you later.’         دوباره با شما صحبت خواهم کرد.

 

تداوم مکالمات سوالات کلی و شنونده­ ی خوب بودن

زمانی که موضوع مورد بحث به ثبات رسید، برای ادامه می­توان از سوالات کلی استفاده کرد:

 

‘Do like your work?’       شغلتان را دوست دارید؟

‘Are you enjoying the party?       در مهمانی بهتان خوش میگذرد؟

‘What’s your favourite food?’    غذای مورد علاقه­ تان چیست؟

‘What do you enjoy drinking?    از چه نوشیدنی لذت می­برید؟

 

برای پاسخ به این سوالات از جواب بله و خیر یا جوابهای کوتاه استفاده می­کنیم که مکالمه را رو به پایان می­برند.

 

عامل دیگر در مکالمه این است که گوینده علاقه دارد تا مطمئن باشد که شما به او گوش می­کنید. شونده ­ی خوب بودن نیازمند ویژگی­ های زیر است:

 

  • ارتباط چشمی منظمی با گوینده برقرار کنید و اجازه ندهید نگاهتان درگیر تماشای اطرافتان شود.
  • زبان بدن خود را متمرکز نگه دارید. به عنوان مثال به ساعت خود نگاه نکنید.
  • با تکان دادن سرتان یا تکرار کلماتی که فرد گوینده تعریف می­کند، حرف هایش را تایید کنید.
  • سعی کنید در میان کلام هم صحبت خود نپرید. صبر کنید تا او در بین صحبت هایش مکثی داشته باشد تا در آن لحظه شما نظر خود را بیان کنید.

 

به کار گیری این پیشنهادات به شما کمک می­کند تا در اجتماعات بزرگتر، به راحتی با افراد ارتباط برقرار کنید علاوه بر اینکه اعتماد بنفس خود را بالا می­برید، درک بهتری از انگلیسی خواهید داشت. مکالمه انگلیسی خود را نیز تقویت می­کنید. در این مسیر، هیچ چیز بهتر از تمرین کردن نیست.

 

پلتفرم تلکس