روش‌های بیان موافقت و مخالفت در زبان انگلیسی

مقدمه: موافقت و مخالفت در زبان انگلیسی

And I will, but you won’t”

And I do, but you don’t

We won’t budge either way

But we like it, we like it”

این جملات بخش‌هایی از یکی از آهنگ‌های کیتی پری هستند. اگر به این جملات دقت کنید متوجه ‌می‌شوید که آن‌ها مفهوم “توافق بر عدم توافق” را نشان ‌می‌دهند. عدم توافق با دیگر بخشی از زندگی هر روزه‌ی ماست، اما این عدم توافق دلیلی برای این که نتوانیم با دیگران دوست باشیم یا رابطه‌ی خود را با آن‌ها حفظ کنیم نیست. ما ‌می‌توانیم با صحبت‌ها، نظرات و ایده‌های دیگران مخالفت کنیم، اما هنوز هم رابطه‌ی دوستانه‌ی نزدیکی با آن‌ها داشته باشیم.

اما مهم است که مخالفت خود را چطور بیان ‌می‌کنید. عبارت‌های مختلفی برای بیان موافقت و مخالفت در زبان انگلیسی وجود دارند که هر کدام برای شرایط و موقعیت خاصی مناسب هستند. در ادامه مهم‌ترین و پرکاربردترین عبارات برای بیان موافقت و مخالفت در زبان انگلیسی را به شما یاد داده و به شما نشان ‌می‌دهیم چطور با لحنی دوستانه نظر خود را در مورد مسائل مختلف بیان کنید.

 

نکاتی در مورد بیان نظر خود در انگلیسی

مشخص کنید در حال بیان نظر خود هستید

هنگا‌می‌ که در یک بحث شرکت ‌می‌کنید، شما تنها در حال صحبت از نظرات و ایده‌های شخصی خود هستید، نه حقیقتی اثبات شده که مورد قبول همه است. بنابراین بهتر است با استفاده از عباراتی مانند “I think” یا “in my opinion” به فرد مقابل نشان دهید که حرفی که ‌می‌زنید نظر شخصی شماست و ممکن است کاملا درست نباشد. با این کار لحن دوستانه تری خواهید داشت و به دیگر کسانی که در جمع حاضر هستند نشان ‌می‌دهید که آن‌ها هم ‌می‌توانند آزادانه در مورد ایده‌هایشان صحبت کنند.

 

از دیگران بخواهید به شما بازخورد نشان دهند

برای این که دیگران را به شرکت در گفتگو دعوت کنید، به آن‌ها نشان دهید که شنونده‌ی خوبی هستید و برای نظراتشان ارزش قائلید، ‌می‌توانید بعد از بیان نظر خود با پرسیدن سوالاتی مانند “what do you think” از آن‌ها بخواهید نظرشان را بیان کنند.

 

مودب باشید

رعایت ادب و احترام مهم ترین اصل شرکت در یک گفتگو است. شما ممکن است با صحبت‌های طرف مقابل موافق نباشید، اما باید مخالفت خود را با کمال احترام بیان کنید. استفاده از عبارت‌هایی مانند “I might be wrong, but…” یا “I am sorry, but I don’t agree” نشان دهنده‌ی ادب شما نسبت به شخص مقابل هستند.

 

سعی کنید به جای افراد، نظرات آن‌ها را هدف قرار دهید

همیشه به یاد داشته باشید که شما تنها با نظرات و ایده‌های شخص مقابل مخالف هستید و مخالفت شما نباید رابطه‌ی دوستیتان را تحت تاثیر قرار دهد. از این رو، برای جلوگیری از نارحت کردن طرف مقابل به خصوص در محیط‌های آموزشی مانند مدرسه و دانشگاه یا محیط‌های کاری ‌می‌توانید قبل از بیان نظر خود عبارت “I say this with due respect, but” را به کار ببرید.

 

بدانید چه زمانی باید گفتگو را تمام کنید

گاهی اوقات در هنگام بحث کردن ممکن است احساس کنید که طرف مقابل به حرف‌های شما گوش نمی‌دهد یا حرف و نظر خود را بدون هیچ تغییری بار‌ها تکرار ‌می‌کند. در چنین شرایطی ممکن است ادامه بحث ناراحت کننده باشد چون به نظر ‌می‌رسد که طرف مقابل هیچ علاقه ای به پذیرفتن نظر شما یا حتی فکر کردن در مورد آن نداشته و تنها روی حرف خود پافشاری ‌می‌کند. اگر خود را در این موقعیت دیدید، بدانید که ادامه‌ی بحث با این شخص بی فاید است و بهتر است گفتگو را تمام کنید چون امکان ندارد بتوانید با او به توافق برسید.

 

آموزش زبان انگلیسی: موافقت و مخالفت در زبان انگلیسی

موافقت و مخالفت کردن بخش جدانشدنی همه‌ی بحث‌ها و گفتگو‌ها در همه‌ی زبان‌های دنیا هستند. یادگرفتن عبارت‌های زیر ‌می‌تواند برای اعلام موافقت و مخالفت در زبان انگلیسی بسیار کاربردی باشد. اما برای آموزش انگلیسی بهتر است که تا جای ممکن این عبارت‌ها را در گفتگو‌های واقعی استفاده کنید.

این عبارات ساده برای موافقت و مخالفت در زبان انگلیسی بسیار مفید هستند.

 

عبارت‌های کاربردی برای نشان دادن موافقت در زبان انگلیسی

Absolutely, Definitely, Of Course!

این عبارت‌ها برای بیان موافقت با طرف مقابل استفاده می‌شوند.

مثال:

-Do you think that eating less meat is better for the environment?

Definitely!

-If I ask her on a date, do you think she’ll say yes?

Of course!

-فکر می‌کنی مصرف گوشت کمتر به محیط زیست کمک می‌کنه؟

مطمئنا!

-اگر ازش بخوام باهام بیاد بیرون، به نظرت قبول می‌کنه؟

البته!

I also think so.

وقتی کاملا با‌ یک نفر موافقید می‌توانید از این عبارت استفاده کنید.

مثال:

-I think the meeting room in our office needs more chairs.

I also think so.

-We need to study more to prepare for our exam on Monday.

I also think so.

-به نظرم اتاق ملاقات دفترمون به صندلی‌های بیشتری احتیاج داره.

منم همین فکرو می‌کنم.

-برای آماده شدن برای امتحان روز دوشنبه باید بیشتر درس بخونیم.

منم همین فکرو می‌کنم.

I agree with you a hundred percent. /I agree with you entirely.

این‌ یک روش دیگر برای بیان موافقت کامل با طرف مقابل است.

مثال:

-Nothing can replace the feeling of reading paper books.

I agree with you a hundred percent.

-I don’t think Jeff’s plan is going to work.

I agree with you entirely that the TelEx platform is a great place to learn online.

-هیچی جای حس خوندن‌‌ یه کتاب کاغذی رو نمی‌گیره.

صد در صد باهات موافقم.

-فکر نمی‌کنم نقشه‌ی جف عملی باشه.

کاملا باهات موافقم که پلتفرم تلکس فضای خیلی خوبی برای اموزش انلانیه.

You can say that again!

این جمله نشان دهنده‌ی موافقت کامل است. این عبارت‌ یک اصطلاح است و مردم بعد از شنیدن آن حرف خود را دوباره تکرار نمی‌کنند.

مثال:

-We shouldn’t worry about things we can’t control.

You can say that again!

-Let’s focus on the positives instead of the negatives.

You can say that again!

-ما نباید نگران چیزهایی باشیم که از کنترلمون خارج ان.

کاملا باهات موافقم.

-بیا به جای نکات منفی روی نکات مثبت تمرکز کنیم.

کاملا باهات موافقم.

That’s so true!

مثال:

-Helping others always makes me feel better.

That’s so true! Helping others always makes me feel better too.

-Reading before bedtime helps me fall asleep better than watching television.

That’s so true! Reading before bedtime helps me, too.

-کمک کردن به دیگران همیشه باعث می‌شه حالم بهتر بشه.

واقعا همینطوره! کمک کردن به دیگران باعث می‌شه حال منم بهتر بشه.

-کتاب خوندن قبل از خواب بیشتر از تلویزیون بهم کمک می‌کنه تا بهتر بخوابم.

واقعا همینطوره! کتاب خوندن قبل از خواب به من هم کمک می‌کنه.

I was just going to say that!

مثال:

-The wind is so cold today.

I was just going to say that!

-I love this song.

I was just going to say that!

-امروز باد سردی می‌وزه.

همین الان می‌خواستم اینو بگم!

-عاشق این آهنگم.

همین الان می خواستم اینو بگم!

You have a point there.

مثال:

-I think recording the class lectures on my phone is easier than trying to write down everything our professor says.

You have a point there. I am going to try doing that too.

-Maybe we should exercise in the park rather than in the gym so that we can get some fresh air todays.

You have a point there. we need some fresh air.

  • به نظرم ضبط کردن کلاس‌ زبان با گوشیم آسون‌تر از نوشتن همه‌ی چیزهاییه که استاد می‌گه.
  • حق با توعه. من هم این کارو امتحان می‌کنم.
  • شاید بهتر باشه امروز به جای باشگاه توی پارک ورزش کنیم تا‌ یکم هوای تازه بخوریم.
  • حق با توعه. ما به هوای تازه احتیاج داریم.

Tell me about it!

این عبارت‌ یک اصطلاح محسوب شده و در زبان انگلیسی رسمی ‌استفاده نمی‌شود.

مثال:

-Taking a taxi to work every day costs so much money.

Tell me about it!

-I wish I could buy a house in the countryside and get out of the city for good.

Tell me about it!

-هر روز تاکسی گرفتن برای رفتن به محل کار هزینه زیادی داره.

کاملا باهات موافقم.

-کاش ‌می‌تونستم‌ یه خونه توی روستا بخرم و برای همیشه از این شهر برم.

کاملا باهات موافقم.

I have no objections.

این عبارت احتمالا ضعیف ترین عبارت موافقت در زبان انگلیسی است. معمولا مردم زمانی که کاملا با چیزی موافق نیستند، اما دلیلی برای مخالفت با آن نیز نمی‌بینند از این عبارت استفاده می‌کنند.

مثال:

-I think we should buy pink curtains for our study room.

I have no objections to this. You can pick whatever color you want.

-We should take a break for 30 minutes and have a coffee.

I have no objections to that plan. I’m ready for a break whenever you are.

-به نظرم باید برای اتاق مطالعه پرده‌ی صورتی بخریم.

من مخالفتی ندارم. ‌می‌تونی هر رنگی رو که دوست داری انتخاب کنی.

-باید‌‌ یه نیم ساعت استراحت کنیم و‌ یکم قهوه بخوریم.

من با این برنامه مخالفتی ندارم. هر وقت برای استراحت آماده بودی من هم آمادم.

عبارت‌های کاربردی برای نشان دادن مخالفت در زبان انگلیسی

I beg to differ.

این عبارت معمولا حالت رسمی‌‌ داشته و برای مخالفت شدید با طرف مقابل به طور مودبانه استفاده می‌شود.

مثال:

-Chocolate cake is the best cake.

I beg to differ. While chocolate cake is good, coconut cake is the best, in my opinion.

-Cats are better pets the dogs.

I beg to differ. I like cats, but in my opinion, dogs are the best.

-کیک شکلاتی بهترینه.

من با شما مخالفم. کیک شکلاتی خوبه، اما به نظر من کیک نارگیلی بهترینه.

-گربه‌ها به نسبت سگ‌ها حیوانات خونگی بهتری هستن.

من با شما مخالفم. من گربه‌ها رو دوست دارم، اما به نظرم سگ‌ها بهترین ان.

No way!

این عبارت‌ یک عبارت غیر رسمی برای مخالفت است و حس غافلگیری و ناباوری گوینده را نشان می‌دهد.

مثال:

-Jeff says that he can memorize everything for a test in just an hour!

No way!

-Kelly says that she can run a mile in five minuets.

No way!

-جف ‌می‌گه ‌می‌تونه همه چیزو‌ یک ساعت قبل از امتحان حفظ کنه.

امکان نداره!

-کلی گفت ‌می‌تونه توی پنج دقیقه‌ یک مایل بدوعه.

امکان نداره!

I think there’s a better explanation.

مثال:

-Our profits are down this year because our employees are taking too many coffee breaks.

I think there’s a better explanation. Maybe profits are down because our new website keeps crashing.

-I don’t think I did well on the test because I’m not very smart.

I think there’s a better explanation. Maybe you didn’t do well on the test because you never went to class.

-امسال سود کمتری داشتیم چون کارمندا زیاد موقع کار استراحت ‌می‌کنن.

به نظر من توضیح بهتری برای این وجود داره. شاید سود ما به این دلیل کم شده که وبسایتمون مرتب خراب ‌می‌شه.

-فکر ‌می‌کنم چون باهوش نیستم امتحانمو خراب کردم.

به نظر من توضیح بهتری برای این وجود داره. شاید امتحانت رو خراب کردی چون هیچ وقت سر کلاس نمی‌ری.

Yes, but…

این عبارت برای زمانی مناسب است که شما تا حدی با طرف مقابل موافق هستید، اما همه‌ی صحبت‌های او را کاملا قبول ندارید.

مثال:

-I think we should plant a lot of trees in our front yard.

Yes, but we don’t really have a lot of space to plant more than eight trees.

-We should buy new furniture for our bedroom.

Yes, but we don’t have the money for new furniture right now.

-به نظرم باید توی حیاط جلویی درختای زیادی بکاریم.

بله، اما فضای کافی برای کاشت بیشتر از هشت درخت نداریم.

-ما باید برای اتاق خواب وسایل جدید بخریم.

بله، اما در حال حاضر برای وسایل جدید پول نداریم.

To be honest, I don’t agree with that.

این عبارت برای مخالفت مودبانه با دیگران استفاده می‌شود.

مثال:

-We should hire more people to get the work done so we don’t have to work as hard.

To be honest, I don’t agree with that. I think we can get the work done ourselves if we just focus.

-Skateboarding is a lot safer than riding a bike.

To be honest, I don’t agree with that. I know more people who have had skateboarding accidents than bike accidents.

-باید افراد بیشتری رو برای انجام کار استخدام کنیم تا لازم نباشه سخت کار کنیم.

راستش من با این نظر موافق نیستم. به نظرم اگر تمرکز کنیم خودمون ‌می‌تونیم کار رو انجام بدیم.

-اسکیت برد از دوچرخه سواری امن تره.

-راستش من با این نظر موافق نیستم. در مقایسه با دوچرخه سواری، من افراد بیشتری رو ‌می‌شناسم که با اسکیت برد دچار حادثه شدن.

That’s not always true. /That’s not entirely true.

مثال:

-Exercise is the best way to maintain your weight.

That’s not entirely true. You also need to eat a healthy diet.

-Smart people don’t need help from anyone to get their work done.

That’s not always true.

-ورزش کردن بهترین راه برای نگه داشتن وزنه.

این کاملا درست نیست. برای این کار باید رژیم غذایی سالمی ‌‌هم داشته باشی.

-آدمای باهوش برای انجام کار‌هاشون به کمک هیچ کس نیاز ندارن.

-این کاملا درست نیست.

As a matter of fact, I don’t think that’s correct.

این عبارت قدرت بیشتری برای مخالفت دارد، اما روش مودبانه تری برای مخالفت کردن با دیگران در زبان انگلیسی است.

مثال:

-There’s no use in learning new things once you’re old.

As a matter of fact, I don’t think that’s correct.

-All people work better in teams.

As a matter of fact, I don’t think that’s correct.

-وقتی پیر شدی یادگرفتن چیزای جدید فایده ای نداره.

راستش، من فکر نمی‌کنم این حرف درست باشه.

-همه‌ی مردم وقتی توی‌ یه تیم باشن بهتر کار ‌می‌کنن.

راستش، من فکر نمی‌کنم این حرف درست باشه.

You can’t be serious!

این عبارت نیز‌ یک روش غیر رسمی‌‌‌ برای مخالفت شدید است. این عبارت همینطور نشان دهنده‌ی ناباوری نیز هست.

مثال:

-I think we should stop printing books because no one reads anymore.

You can’t be serious.

-There’s no use saving money.

You can’t be serious.

-به نظرم دیگه نباید کتاب چاپ کنیم چون هیچ کس دیگه کتاب نمی‌خونه.

امکان نداره جدی گفته باشی.

-پس انداز کردن پول بی فایده است.

امکان نداره جدی گفته باشی.

نتیجه: اعلام موافقت و مخالفت در زبان انگلیسی

موافقت و مخالفت در زبان انگلیسی بخش مهمی ‌‌از بحث‌ها و گفتگوها را تشکیل می‌دهند. با یادگرفتن چند روش مختلف برای بیان نظر خود و موافقت و مخالفت کردن با دیگران ‌می‌توانید مهارت‌های مکالمه در زبان انگلیسی خود را بالا برده و منظور خود را بهتر به دیگران انتقال دهید. یادگرفتن این عبارات صحبت کردن با انگلیسی زبان‌ها را برایتان بسیار ساده خواهد کرد.

 

روش‌های بیان موافقت و مخالفت در زبان انگلیسی