استفاده از زبان انگلیسی در موارد قانونی و بیمه

 

شکی نیست که کار در حوزه‌ی حقوق یا بیمه یک چالش مهیج برای کارگران است. اما کنار آمدن با اصطلاحات قانونی و یادگیری اصطلاحات بیمه ای که هر روز استفاده می شود، کار سختی است. با این حال، همراه با انتخاب یادگیری انگلیسی، دانشجویان می توانند عبارات و اصطلاحاتی را که برای موفقیت در حرفه‌ی خود نیاز دارند را یاد بگیرند.

 

بنابراین ما در اینجا به برخی از اصطلاحات بیمه اشاره می‌کنیم، اصطلاحات این حوزه حقوقی بوده و کسانی که می­خواهند در این زمینه حرفه ای شوند، یادگیری این اصطلاحات به کمک انگلیسی باعث می­شود تا حرفه ی خود را تمرین کنند. استفاده از انگلیسی در موارد قانونی و بیمه موضوعی است که طبعا آن را در کلاس زبان به شکل تخصصی نیاموخته اید.

 

نوشتن گزارش های موردی، ارزیابی ریسک، نوشتن قراردادها_ همه اینها کارهای بسیار مهم اما کاملا ًتنظیم شده هستند که نیاز به استفاده دقیق و صحیح از انگلیسی تجاری دارند. استفاده از اصطلاحات نادرست در هنگام تنظیم قرارداد می­تواند عواقب جدی و پرهزینه ای برای مشتری، تجارت و حتی شخص شما داشته باشد. اگر مشکلی پیش آمد و بعداً مشخص شد که خدمات ارائه شده دارای خطاهایی است، مسئولیت آن می تواند به عهده ارائه دهنده خدمات حقوقی یا بیمه باشد.

انگلیسی در موارد قانونی و بیمه

 

انگلیسی در موارد قانونی و بیمه

 

اصطلاحات حقوقی

به عنوان مقدمه ای برای مبحث انگلیسی در موارد قانونی و بیمه در لیست زیر رایج ترین اصطلاحات حقوقی و بیمه گرداوری شده است.

 

  • Agent (نماینده):شخصی که به نمایندگی از شخص دیگری عمل می کند.

I became my client’s agent when he appointed me to work for him.

  • من وقتی نماینده ی موکلم شدم که او مرا برای انجام کاری منصوب کرد.
  • Associate (همیار): شخصی مانند وکیل، که یک دستیار ارشد است و پرونده ها را اداره می کند.

The firm’s associate drafted out my new home contract.

  • همکار شرکتم قرارداد جدید خانه من را تهیه کرد.

 

  • Bankrupt (ورشکستگی): هنگامی که شخص یا شرکتی قادر به پرداخت بدهی­ های خود نیست.

His business went bankrupt after his creditors demanded their money.

  • تجارت وی پس از مطالبه پول توسط طلبکارانش ورشکست شد.
  • Claimant (مدعی): شخصی که ادعا می کند.

The claimant in this case was injured when the car struck him.

  • مدعی در این پرونده هنگام برخورد ماشین آسیب دید.
  • Compensation (جبران خسارت): پرداختی که در نتیجه آسیب یا خسارت دریافت شده است.

 

My client received compensation from the driver’s insurance company after he was struck by the car.

  • موکل من پس از برخورد با ماشین، توسط شرکت بیمه راننده، غرامت دریافت کرد.
  • Damages (آسیب ها): کلمه دیگری برای جبران خسارت است.

I was awarded damages after my iron blew up and damaged my kitchen.

  • پس از انفجار اتو و آسیب رساندن به آشپزخانه ام، خسارت به من تعلق گرفت.’
  • Estate (دارایی): املاک یا حقوق یک شخص.

He passed on his estate to his children after his death.

  • او پس از مرگش املاک خود را برای فرزندانش به جا گذاشت.
  • Fraud (کلاهبرداری): اظهار نادرست با آگاهی کامل از اینکه شما حقیقت را نمی گویید.

The lies on his application form were fraud.

  • دروغ های فرم درخواست وی کلاهبرداری بود.

 

  • Grounds (زمینه ها): اساس یک پرونده یا اقدام.

The grounds for her divorce were that her husband was having an affair.

  • دلایل طلاق وی این بود که شوهرش با شخص دیگری رابطه داشت.
  • Indemnity (غرامت): جبران خسارت یا آسیب، یا محافظت در برابر ادعای این مطالبات.

I need indemnity in case my client sues for damages.

  • درصورت شکایت مشتری برای جبران خسارت، من به غرامت احتیاج دارم.
  • Insolvent (ورشکستگی): عدم توانایی پرداخت بدهی های فرد در موعد پرداخت.

The business became insolvent when it could not pay its invoices.

  • مشاغل وقتی نتوانستند فاکتورهای خود را پرداخت کنند، ورشکسته شدند.
  • Liability (تعهد): چیزی که شخص مسئول آن است؛ مانعی برای کار یا زندگی عادی.

Buying that old car for my hire business has proved a liability because it costs so much to keep on the road.

  • خرید آن اتومبیل قدیمی برای تجارت من مسئولیت به همراه دارد؛ زیرا ماندن در جاده هزینه زیادی دارد.
  • Limited Company (شرکت محدود): شرکتی است که مسئولیت بدهی یا خسارت آن بر عهده اشخاص نیست، بلکه خود این شرکت مسئولیت را بر عهده دارد.

By becoming a limited company, I will not lose my house if my business goes bankrupt.

  • باتشکیل یک شرکت محدود، اگر تجارتم ورشکست شود خانه خود را از دست نخواهم داد.
  • Magistrate (دادرس): داوطلبی که می تواند در دادگاه ها به موارد جزئی رسیدگی کند.

The magistrate imposed a fine of £50 for the infringement.

  • دادستان برای تخلف 50 یورو جریمه نقدی تعیین کرد.
  • Out of court settlement (توافق خارج از دادگاه): توافقی که بدون مشارکت دادگاه منعقد شده است.

Both sides saved legal fees by reaching an out of court settlement.

  • هردو طرف با رسیدن به توافق خارج از دادگاه، هزینه های حقوقی را پس انداز کردند.
  • Paralegal (دستیار وکیل دادگستری): شخصی که در کار خود به یک وکیل کمک می کند.

 

The paralegal undertook the research for this case.

  • دستیار وکیل دادگستری،تحقیق در مورد این پرونده را انجام داد.
  • Scam (کلاهبرداری): طرحی است که می خواهد شرکت کنندگان خود را فریب دهد.

I lost £1000 in that telephone scam.

  • من در این کلاهبرداری تلفنی 1000 یورو از دست دادم.
  • Solicitor (وکیل): نوعی وکیل

I went to my solicitor to draw up my will.

  • من برای تهیه وصیت نامه خود به وکیلم مراجعه کردم.
  • Tenancy (اجاره نامه): قرارداد بین یک موجر و مستاجر او.

The tenancy agreement ran for six months.

  • قرارداد اجاره به مدت شش ماه ادامه داشت.
  • Third Party (شخص ثالث): کسی به طور غیر مستقیم درگیر یک اختلاف است، نه یکی از شرکت کنندگان اصلی.

The third party received a pay out when they were caught up in the accident.

  • شخص ثالث هنگام گرفتار شدن در تصادف، مبلغ پرداختی را دریافت می کند.
  • Will (وصیت نامه): سندی حقوقی که خواسته های شخص را در مورد املاک وی پس از مرگ بیان می کند.

 

He left his fortune to his children in his will.

  • وی در وصیت نامه اش ثروت خود را به فرزندانش سپرد.

 

اصطلاحات و الفاظ بیمه

در اینجا برخی اصطلاحات بیمه وجود دارد که می تواند به کسانی که در این رشته حرفه ای هستند، کمک کند.

  • Act of God (حوادث ناگهانی و غیر قابل پیش بینی طبیعی): رویدادی با دلایل طبیعی که به طور منطقی نمی توان پیش بینی کرد.

 

The flash floods caused when the river burst its banks were an act of God.

  • جاری شدن سیل درهنگام انفجار رودخانه، حادثه ای غیر قابل پیش بینی بود.
  • Common Law (قانون عمومی): قوانینی قدیمی و باستانی که طی سالهای گذشته تصویب شده اند.

 

His route across the farmer’s land existed in Common Law.

  • مسیر وی در سرزمین کشاورز در قانون عمومی وجود داشته است.
  • Concealment (پنهانکاری): پنهان کردن آگاهانه اطلاعات هنگام درخواست پوشش بیمه، که معمولاً اعتبار را باطل می کند.

 

His concealment of his driving conviction made his insurance invalid.

  • پنهان کاری وی در محکومیت رانندگی ،بیمه وی را باطل کرد.
  • Employer’s Liability Insurance (بیمه مسئولیت کارفرما): پوششی که کارفرمایان برای محافظت از مسئولیت آنها در قبال نیروی کار خود گرفته اند. در انگلستان تا حد زیادی اجباری است.

 

The employee’s injury was compensated through his employer’s liability insurance.

  • آسیب کارمند از طریق بیمه مسئولیت کارفرمای خود جبران شد.
  • Excess (اضافه): بخشی از مطالبات بیمه ای است که توسط بیمه شده اعمال می شود.

 

The excess on his claim was £500.

  • مبلغ اضافی مطالبه وی 500 یورو بود.
  • Ex-gratia Payment (پرداخت بلاعوض): پرداختی که توسط بیمه گر پرداخت می شود در حالی که هیچ شرط قانونی برای انجام آن وجود ندارد.

 

The ex-gratia payment of £50 was offered in compensation.

  • پرداخت 50 یورو بلاعوض به عنوان غرامت ارائه شد.
  • Financial Ombudsman Service (خدمات دادستان مالی): سازمانی غیر اجباری که بیمه گذاران برای رسیدگی به شکایات مشتری ایجاد کرده اند.

 

The Ombudsman decided that the insurance should be paid in this case.

  • دادستان مالی تصمیم گرفت که در این مورد بیمه حتما پرداخت شود.
  • Material Fact (داده ی مادی): داده ای که ممکن است بیمه گذار را در تأمین بیمه خود تحت تأثیر قرار دهد و این باید توسط مشتری اعلام شود.

His conviction for speeding was a material fact, but he did not declare it.

  • محکومیت وی برای سرعت غیرمجاز یک واقعیت مادی بود، اما اوآن را اعلام نکرد.
  • Negligence (قصور): عدم انجام کاری که بیشتر افراد منطقی انجام می دهند، مانند تهیه تجهیزات ایمنی کافی در محل کار.

 

The school’s failure to extinguish the fire was obvious negligence.

  • عدم موفقیت مدرسه در خاموش کردن آتش سوزی سهل انگاری آشکار بود.
  • No Claims Bonus پاداش بدون ادعا (گاهی اوقات تخفیف بدون ادعا نامیده می شود): تخفیف ارائه شده توسط بیمه ها به مشتری برای دوره هایی که هیچ گونه ادعایی در مورد بیمه خود نداشته اند.

 

The driver’s no claims discount reduced his premium by 90%.

  • تخفیف بدون ادعای قبلی راننده حق بیمه وی را 90٪ کاهش می دهد.
  • Risk (احتمال ضرر و زیان):خطری که در برابر آن بیمه می شوند.

 

The mountaineer bought insurance to cover the risk of injury.

  • کوهنورد برای پوشش خطر آسیب دیدگی بیمه خریداری کرد.
  • Statute Law (قانون اساسنامه): قانونی که معمولاً توسط پارلمان تصویب می شود.

 

Statute Law required employers to provide minimum levels of insurance for their employees.

  • قانون اساس‌نامه کارفرمایان راملزم می کند که حداقل سطح بیمه را برای کارمندان خود ارائه دهند.
  • Utmost Good Faith (نهایت حسن نیت): اساس قراردادهای بیمه، این است که هر دو طرف صادقانه و آشکار عمل می کنند.

He gave the information in utmost good faith.

  • او اطلاعات را با کمال حسن نیت ارائه داد.
  • Warranty (ضمانت): شرایطی در بیمه نامه که بیمه شده باید از آن پیروی کند.

By carrying fee paying passengers he broke the warranty of his insurance.

  • با حمل مسافرانی که هزینه پرداخت کرده بودند، او قرارداد ضمانت بیمه خود را شکست.

 

همانطور که مشاهده کردید، اصطلاحات حقوقی و اصطلاحات بیمه اغلب از کلمات غیر معمول تشکیل می شوند، نه از کلمات رایج در انگلیسی روزمره. بنابراین انگلیسی در موارد قانونی و بیمه با انگلیسی روزمره متفاوت است. بسیاری از آن ها منسوخ شده یا بر اساس مشتقات لاتین ساخته شده اند.

 

پلتفرم تلکس