الگوهای گفتاری در زبان انگلیسی

Speaking Patterns in English

 

در اکسیر قبلی به معرفی الگوهای گفتاری زبان انگلیسی پرداختیم. در این اکسیر تک تک جملات و عبارت هایی که می توان به کمک آن ها Pattern ها را در زبان انگلیسی بیان کرد، برایتان توضیح خواهیم داد.

 

 

شرح کامل الگوهای گفتاری زبان انگلیسی

 

الگوی معرفی کردن (Introduction)

با الگوی Introduction شروع می کنیم. زمانی که می خواهیم چیزی را معرفی کرده و به آن مقدمه بدهیم راه های مختلفی داریم. یکی از بهترین حالت ها طبق این شکل حالت است:

A/an + an adjective + noun + complement

An amazing car Iam going to talk about is…

 

جملات زیر انواع مختلفی هستند که می توانیم به کمک آن ها چیزهای مختلفی را معرفی کنیم و به آن ها مقدمه بدهیم:

  1. I’m going to talk about…
  2. The aspect/factor/issue I looked at is…
  3. What I’m going to cover is…
  4. I’d like to talk about …
  5. What I intend to say is …
  6. What I’d like to do is to describe/explain/discuss …
  7. What I intend to do is to explain …
  8. My topic is
  9. I’m going to talk to you about …
  10. I want to consider …
  11. In this talk, I would like to concentrate on …
  12. I’d like to begin with …
  13. The person/memory/activity I’ve picked to talk about is …
  14. The story traces back to
  15. I vaguely remember (به معنی مبهم و غیر شفاف vaguely)
  16. An amazing vacation I had was
  17. A wonderful movie I’ve seen was
  18. I was impressed by the movie/person/experience that…
  19. … profoundly influenced my life.

این ها راه هایی برای مقدمه دادن و شروع یک سخنرانی هستند. البته لزوما همیشه سخنرانی نیست و می تواند قسمتی از اطلاعات باشد که گفتن آن 10 ثانیه بیشتر وقت نگیرد. بستگی دارد شما بخواهید چه کاری انجام بدهید اما ما تعداد زیادی الگو برای شروع کردن صحبتتان در اختیار شما قرار دادیم.

 

الگوی توضیح دادن (Explanation یا Explaining some thing)

 

زمانی که می خواهید برای چیزی دلیلی بیاورید، می توانید از عبارت های زیر استفاده کنید:

  1. The main reason why…

البته این جمله یک ساختار Cleft است. در iGram ما Cleft sentence ها را توضیح دادیم. حتما آن را مطالعه کنید.

  1. Most importantly, …

استفاده از این عبارت زمانیست که در Explanation تان در حال توضیح دادن لیستی از آیتم ها هستید و به مهم ترینشان می رسید.

  1. Last but not least…

از این عبارت زمانی استفاده می شود که در روند تعریف آیتم ها به آخرین آیتم می رسید و می خواهید بگویید که درست است که آخرین آیتم است، اما اهمیتش کم نیست. مثلا وقتی مدیر یک پروژه می خواهد از افرادی که در تهیه ی آن پروژه زحمت کشیدند تشکر کند، تک به تک اسم افراد را می آورد. زمانی که به آخرین نفر می رسد می گوید درست است که ایشان آخرین نفر است اما اهمیت و ارزش او کم نیست.

  1. The only explanation I can think of is…
  2. My impression is that…
  3. What impressed me is that …
  4. What I like about it was …
  5. The thing I like most about it is…

 

اغلب این جملات ساختار cleft دارند.

 

الگوی مثال زدن (Exemplification) 

 

به سراغ Exemplification یا مثال زدن برای شفاف سازی می رویم:

  1. Consider…., for example.

 

تصور کنید یک روان‌شناس در حال صحبت کردن راجع به یک مشکل رفتاری برای کسانی است که دارو مصرف می کنند. در این حین راجع به یک داروی خاص صحبت می کند. مثلا می گوید:

Consider this drug, for example…..

و بعد می خواهد توضیح دقیق تر بدهد و بگوید دقیقا در این مورد خاص چه اتفاقی میفتد. یعنی برای اینکه موضوعش را شفاف تر کند یک مثال عینی می زند.

  1. Take …. as one example of….

مثلا بگوییم شخصی دارویی را استفاده می کند، برای مثال استامینوفن استفاده می کند برای کسی که عملکردش ضعیف می شود. یا سرعت Response او پایین می آید:

Take Acetaminophen as one example of a low response

 

  1. In the case of that drug …

در مورد آن داروست چون می خواهد توضیح بیشتر بدهد در مورد یک موضوع خاص

  1. Particularly / In particular…
  2. Take the case of …
  3. A clear/typical/classic example is …
  4. An example to illustrate this point is …
  5. … such as …
  6. … including …
  7. As a model/sample, …

الگوی ترجیح (Expressing a preference)

به سراغ “Expressing a preference” یا ترجیح می رویم:

  1. I prefer A to B because…
  2. If I had a choice, I’d …
  3. For me, A is much more preferable/interesting than B because…
  4. I’d rather listen to/have/do… A than B.

همه ی اینها Pattern هایی هستند که در آن، گوینده موضوع A را به B ترجیح می دهد.

 

الگوی بیان عقیده و نظر (Expressing an Opinion)

اما می رسیم به “Expressing an Opinion” وقتی که شخصی می خواهد نظرش را بگوید:

  1. After a lot of thinking, I’ve come to the conclusion that…
  2. Personally, I believe/think….

در اینجا Think به معنی تفکر نیست. به این معناست که « به نظر من اینطور است» یا «من باورم این است که…» این یک State verbs یا فعل حالت است.

  1. As far as I am concerned…

این جمله یعنی: «تا جایی که من می دانم ….»

  1. From my point of view…
  2. I think/reckon/presume…
  3. I strongly/honestly/firmly believe…

الگوی بیان موافقت یا (Expressing agreement)

به سراغ Expressing agreement می رویم. عبارت هایی که می توانیم با موافقت مان را اعلام کنیم عبارت اند از:

  1. I completely agree with.…
  2. I couldn’t agree more.
  3. I can’t agree more.
  4. My view about this is positive.
  5. I totally agree with you.
  6. I am of the same opinion.
  7. I see exactly what you mean.

این گزاره به این معناست که من با شما موافقم.

  1. I’m on your side.

 

پس مدام از عباراتی مثل I agree استفاده نکنید. سعی کنید الگوهای گفتاری مختلف را پیدا کرده و از آن ها استفاده کنید.

 

الگوی بیان مخالفت (Expressing disagreement)

برای Expressing disagreement یا مخالفت کردن، طرف سعی می کند Ethics یا اخلاقیات را رعایت کند و به شکلی محترمانه بگوید متاسفانه در این مورد باید اعلام کنم که نظر من چندان مساعد نیست. اگر دقت کنید متوجه می شوید که در زبان فارسی هم دقیقا این اتفاق میفتد. پس در انگلیسی شخص چه می گوید؟ می گوید:

  1. I’m afraid, I can’t agree with you.

قسمت اول جمله یعنی «متاسفانه» یا «با عرض پوزش» و چیزهایی شبیه به این. البته این عبارت برای فضای رسمی است. در فضای غیررسمی عموما شخص با دوست صمیمی خود به این شکل صحبت نمی کند.

  1. This is in complete contradiction to…

این عبارت هم گزاره ای بسیار رسمی است.

  1. With all due respect, I am of a different opinion.

این گزاره بسیار رسمی است و معمولا زمانی استفاده می شود که شخص در یک سازمان با یک بالا دستی خود صحبت می کند.

  1. What I object to is…

این عبارت به این معناست که «چیزی که باهاش مخالفت دارم این است که….»  object عموما در دادگاه ها استفاده می شود و بسیار رسمی است.

  1. No way!

این جمله بسیار Informal و غیر رسمی است. به این معناست که «اصلا راه ندارد! چطور ممکن است همچین چیزی. نه من مخالفم.»

  1. I beg to differ.

این عبارت هم مقداری رسمی است.

  1. Not necessarily.

این عبارت خنثی است. به این معناست که «نه الزاما اینطور نیست.» یعنی به شکلی غیر مستقیم دارد مخالفت خود را اعلام می کند.

  1. I’d say the exact opposite.

در این مورد شخص بسیار ریلکس مخالفت خودش را اعلام می کند. می گوید: «نظر من کاملا برعکس است.»

ما عبارت های “I disagree” و “Iam not in your side” را هم می توانیم استفاده کنیم. در توضیح مورد قبلی آن ها را به شکلی مثبت به کار می بردیم و در اینجا برعکس آن را بیان می کنیم.

 

الگوی موافقت نسبی (Partial agreement)

اما در زبان انگلیسی چیزی داریم تحت عنوان Partial agreement. یعنی شخص تا یک جای خاص موافقت داردو تا یک محددوه ی خاص، با شما موافق است. به شکل های زیر بیان می شود:

 

  1. This could be true up to a point.
  2. I partially agree with you.
  3. It is only partly true.
  4. It’s not as simple as it seems.
  5. I agree to an extent.

 الگوی تجزیه کردن (Analyzing یا Analysis)

 

به سراغ Analyzing یا Analysis می رویم:

  1. There are several points to consider, first of which is …

 

در اینجا شخص دارد Data categorization می کند. می گوید اوکی، از زوایای مخلتف به مسئله نگاه کنید. اولین چیز این است که …

  1. We can break this question into several parts. First …
  2. Let’s look at this step by step. To begin with…

 

الگوی Conversation repair

به سراغ Conversation repair می رویم. قبلا گفتیم جایی شما به شکلی صحبت را جلو می برید که مابین آن گیر می کنید؛ می بینید که مسیر را خوب طی نکرده اید و می خواهید صحبتتان را از اول شروع کنید. در این مواقع می گویید: «اصلا ولش کن بذار اینجوری بگم ….»

این حالت را با استفاده از این الگو ها بیان می کنیم:

  1. Maybe I’m not making myself clear. I want to say that…
  2. What I meant to say is…

این عبارت یعنی «منظور من این بود که ….» یعنی  گوینده به خود فرصتی می دهد که موضوع را به شکل دیگری توضیح بدهد تا مخاطب آن را بهتر متوجه شود.

  1. What I’m trying to say is…
  2. Let me put it another way…

 

الگوی توصیف چیزهایی که دوست داریم و دوست نداریم (Describing likes and dislikes)

به سراغ Describing likes and dislikes می رویم. از عبارت های زیر برای بیان این الگو استفاده می کنیم:

  1. I’m keen on …
  2. I’m fond of…
  3. I’m into…
  4. I’m big on…
  5. I adore…
  6. I’m interested in…
  7. What I love to do is…
  8. I can’t stand…
  9. I hate/dislike/abhor/loathe…

الگوی Interruption (قطع کردن صحبت دیگران)

به سراغ Interruption می رویم. Interruption زمانی اتفاق میفتد که شما صحبت شخصی دیگر را قطع کنید:

  1. Can I add something here?
  2. Is it ok if I jump in for a second?

 

در این عبارت شخص دارد اجازه می گیرد. در اینجا Interruption مودبانه تری صورت گرفته است. به طور کلی Interruption کار مودبانه ای نیست. اما در اینجا شخص دارد به گونه ای Interruption را مودبانه می کند.

  1. If I might add something.
  2. Sorry to interrupt, but. “Miscellaneous”

 

الگوهای توصیف حال و آینده (Describing the present و Describing the past)

برای توصیف زمان حال یا Describing the present از الگوهای گفتاری زیر استفاده می شود:

  1. Nowadays…
  2. They no longer have to…
  3. Since then,…
  4. These days…

از این عبارت ها معمولا برای توصیف زمان حال یا Now استفاده می کنیم. دقت داشته باشید که Now لزوما به معنی همین لحظه یا همین حالا نیست. بلکه در واقع تایم «حالا» مد نظر ماست. این حالا، می تواند امسال یا این ماه باشد.

 

اما برای بیان گذشته یا Describing the past از کدام یک از الگوهای گفتاری استفاده می کنیم؟

  1. In those days…
  2. Back in…
  3. Until quite recently…
  4. It traces back to November 2005 …

اما برای توصیف آینده کدام یک از الگوهای گفتاری را مورد استفاده قرار می دهیم؟

  1. It’s quite likely that…

این عبارت یعنی «محتمل است که …» یا «یحتمل این اتفاق خواهد افتاد.»

  1. It’s not very likely that…

این جمله به این معناست که «خیلی محتمل نیست که …»

  1. I doubt whether… would happen…

معنای این جمله این است که :« شک دارم اگر چنین اتفاقی بیفتد.»

  1. In the long run…

به این معناست که «در دراز مدت …»

  1. In years/days/months to come ….

 الگوی Gap filler

Gap filler ها چه بودند؟ مواقعی که ما در حرف زدن کم می آوریم، اطلاعات نداریم یا نمی توانیم ساختار های تازه بسازیم از Gap filler ها استفاده می کنیم. در واقع از این کلمات و عبارت ها برای پر کردن گپی که ایجاد شده است، استفاده می کنیم. البته توصیه ما به شما این است که چندان از این عبارات استفاده نکنید.

  1. How can I say this,… / how can I put it,…
  2. I’ve got it on the tip on my tongue,… Now, to get back to what I was saying…
  3. Let’s see,…
  4. Let me think,… / Er, let me see… Give me a second, …. … just a moment How shall I put it ?
  5. …, now, what’s the word… ?
  6. Anyway, the point is…
  7. Well, …
  8. Hum, … So, …
  9. …, er, …
  10. You know,… / …, you see, … I mean,…
  11. If you know what I mean,…

 

Gap filler ها تنها به این موارد ختم نمی شوند و بیشتر از این موارد هستند. البته نه فقط Gap filler ها، بلکه تمام الگوهای گفتاری ای که به آن ها اشاره کردیم، بسیار بیشترند و شما در هر زمینه ای می توانید تعداد بسیار زیادی Pattern برای Function های مختلف پیدا کنید.

اما ما در اینجا سعی کردیم برخی از این Pattern ها را به شما معرفی کنیم. خیلی از آن ها به شما کمک خواهند کرد در زمان لیسنینگ درک بهتری داشته باشید. همچنین این الگوهای گفتاری باعث می شوند شما بتوانید عملکرد بهتری در اسپیکینگ تان پیدا کنید.

 

 

    دوره‌ی آنلاین آموزش زبان انگلیسی