آموزش لغات طبیعت به انگلیسی: بیش از 160 لغت برای توصیف طبیعت

 

آیا تا به حال دلتان خواسته‌‌ یک باغ برای خودتان داشته باشید تا گل‌‌ها و گیاهان و میوه‌‌های مختلف را در آن پرورش دهید؟ برای داشتن‌‌ یک باغ سرسبز باید دانه‌‌ها را بکارید، مرتب به آن‌‌ها آب دهید، علف‌‌های هرز را بچینید و مراقب جوانه‌‌ها باشید تا رشد کنند.‌ یادگرفتن کلمات جدید زبان انگلیسی نیز مانند مراقبت از‌‌ یک باغ و رشد دادن آن است.

ابتدا کلمات جدید را از‌‌ یک لیست ‌می‌خوانید، این همان بخش کاشتن دانه‌‌هاست. سپس معنی کلمه را‌ یاد ‌می‌گیرید، این کار معادل آب دادن به گیاه است. سپس زمانی که در تمرینات مختلف از آن کلمه استفاده ‌می‌کنید، آن کلمه در ذهن شما جوانه ‌می‌زند. به مرور زمان، هر چه بیشتر از آن کلمه استفاده کنید، ریشه‌‌های آن در ذهنتان قوی‌تر شده و به درختی تنومند تبدیل ‌می‌شود. در این پست ‌می‌خواهیم دانه‌‌ی لغات طبیعت به انگلیسی را در ذهن شما بکاریم.

بیشتر لغات این پست مناسب زبان آموزان کلاس زبان با سطح Advanced‌ یا intermediate است. اما از آن جایی که بیشتر از 160 مورد از لغات طبیعت به انگلیسی در این پست وجود دارند، زبان آموزان تازه کار هم ‌می‌توانند لغات جدید و مفید بیاموزند. پلتفرم تلکس را هم ببینید.

 

بهترین روش برای تمرین لغات طبیعت به انگلیسی

اگر لغات طبیعت به انگلیسی را به صورت لیست وار حفظ کنید، تنها آن‌‌ها را در حافظه‌‌ی کوتاه مدت خود نگه ‌می‌دارید. برای‌ یاد گرفتن‌‌ یک کلمه به طور طولانی مدت (سپردن آن به حافظه‌‌ی دراز مدت به نحوی که چند ماه‌ یا چند سال بعد هنوز هم آن را به‌ یاد داشته باشید) باید کلمات را با معنی آن‌‌ها‌ یاد گرفته، آن‌‌ها را در جمله به کار ببرید و سعی کنید کلمات با معنی‌‌های مربوط به هم را در کنار هم‌ یادداشت کنید.

به عنوان مثال:

The bark on the branch of the pine tree is rough.

برای تمرین بیشتر ‌می‌توانید به دل طبیعت بروید و سعی کنید چیز‌‌هایی که ‌می‌بینید را با استفاده از لغات طبیعت به انگلیسی توصیف کنید. بردن‌‌ یک دفترچه و خودکار و نوشتن این جملات‌ یا ضبط کردن صدایتان در حال گفتن آن‌‌ها هم ‌می‌تواند به شما کمک کند تا این کلمات را راحت‌تر به خاطر بسپارید.

به عنوان مثال:

There are bushes and a cave by the waterfall.

بیش از 160 لغت برای توصیف طبیعت در زبان انگلیسی

توصیف طبیعت

گاهی اوقات ممکن است اسم گیاهان‌ یا مناظر طبیعی را ندانید‌ یا آن را به خاطر نیاورید، اما اگر لغات مخصوص توصیف طبیعت به انگلیسی را بلد باشید ‌می‌توانید با توصیفات خود‌‌ یک تصویر سازی ایجاد کنید و منظور خود را به مخاطبتان برسانید. به عنوان مثال اگر کلمه‌‌ی “flower” را فراموش کردید، ‌می‌توانید آن‌‌ها را این طور توصیف کنید:

They are beautiful when they bloom, and they grow in the garden during summertime.

برای توصیف طبیعت ‌می‌توانید از لغات مربوط به رنگ‌‌های مختلف نیز استفاده کنید. اما از آن جایی که احتمالا لغات رنگ در انگلیسی را بلد هستید در این پست در مورد آن‌‌ها صحبت نمی‌کنیم و به لغات طبیعت به انگلیسی بسنده می‌کنیم.

 

توصیف درختان، گل‌‌ها و گیاهان

با‌ یادگرفتن این 17 صفت ‌می‌توانید گل‌‌ها، گیاهان و درختان را در زبان انگلیسی توصیف کنید.

Lush: درختان و گل‌‌هایی که به خوبی رشد کرده اند.

Grassy: برای توصیفت دشت‌‌ها و زمین‌‌هایی که پر از علف و گیاهان سبز هستند به کار برده ‌می‌شود.

Floral: برای توصیف باغ‌‌ها و مناظر طبیعی که گل‌‌های زیادی دارند به کار برده ‌می‌شود.

Vivid: چیزی که روشن و رنگارنگ است.

Abloom: برای توصیف گل‌‌ها‌ یا گروهی از گل‌‌هایی که در حال شکوفه دادن هستند به کار برده ‌می‌شود.

Vibrant: چیزی که روشن است و جلب توجه ‌می‌کند.

Dense: توصیف کننده‌ی گیاهانی که نزدیک به هم رشد کرده اند و دیدن پشت آن‌‌ها به دلیل انبوه گیاهان دشوار است.

Earthy: چیزی که دارای خاک و گل است‌ یا شبیه آن به نظر ‌می‌رسد.

Diversified: برای توصیف منظره‌ یا باغی که پر از گیاهان مختلف است به کار برده ‌می‌شود.

Scarce: برای توصیف منظره‌ای که گیاهان بسیار کمی ‌دارد به کار برده ‌می‌شود.

Dry: بدون آب.

Bare: بدون گیاهان.

Dead: برای توصیف گیاهانی که دیگر زنده نیستند به کار برده ‌می‌شود.

Oversaturated: برای توصیف گیاهانی که آب زیادی خورده اند‌ یا باران زیادی رویشان باریده است استفاده ‌می‌شود.

Flooded: برای توصیف مناظری استفاده ‌می‌شود که به دلیل پر شدن رودخانه‌‌ها‌ یا دریاچه‌‌ها با آب پوشیده شده اند.

Flowering: برای توصیف زمانی استفاده ‌می‌شود که گل‌‌ها برای اولین بار روی گیاهان نمایان ‌می‌شوند.

Budding: برای توصیف اولین مرحله از گل دادن‌‌ یک گیاه استفاده ‌می‌شود.

 

توصیف مناظر طبیعی و ویژگی‌‌های زمین شناسی

این 12 صفت ‌می‌توانند برای توصیف مناظر طبیعی و ویژگی‌‌های زمین شناسی (چیز‌‌هایی که در طبیعت وجود دارند اما گیاه‌ یا حیوان نیستند) استفاده شوند.

Hilly: منظره‌ای پر از تپه.

Mountainous: منظره‌ای پر از کوه.

Wavy: برای توصیف آب‌‌های موج دار به کار برده ‌می‌شود.

Rolling: برای توصیف منظره‌‌های پر از تپه که شبیه موج‌‌های دریا هستند استفاده ‌می‌شود.

Stormy: برای توصیف باران شدید، رعد و برق و باد استفاده ‌می‌شود.

Misty: منظره‌ای که هوای آن مه گرفته است. دریا‌‌ها و آبشار‌‌ها مه تولید ‌می‌کنند.

Frigid: سرمای ‌‌یخبندان.

Desolate: منظره‌ای بی آب و علف که گیاهان کمی ‌در آن وجود دارند.

Untouched: منظره‌ای که توسط انسان‌‌ها تغییر نکرده است.

Pristine: منظره‌ای که دست نخورده باقی مانده است،‌‌ یک تصویر بی نقص.

Tropical: منظره‌ای با آب و هوای گرم، گیاهان جنگلی و درخت نخل با آب و هوای جزایر استوایی.

Arid:‌‌ یک سرزمین خشک و کم باران.

 

توصیف وضع آب و هوا

این 18 صفت برای توصیف وضع آب و هوا در زبان انگلیسی استفاده ‌می‌شوند.

Sunny: نور آفتاب زیاد.

Humid: هوای بسیار مرطوب.

Stifling: هوای بسیار گرم و ناراحت کننده.

Gloomy: آب و هوای سرد و خاکستری.

Rainy: باران مداوم و شدید.

Dry: باران بسیار کم‌ یا بی باران.

Cloudy: آسمان پوشیده از ابر.

Foggy:‌‌ یک منظره‌‌ی پر از مه.

Clear: آسمان صاف بدون ابر و باران.

Crisp: برای توصیف هوای خنک به کار برده ‌می‌شود.

Cool: هوای کمی ‌سرد.

Windy: باد شدید.

Breezy: معنی مشابه با windy اما breeze بادی ملایم و نسیم مانند است.

Wet:‌‌ یک منظره بعد از باران زیاد.

Fair: آب و هوای صاف و گرم.

Mild: آب و هوای مطبوع که زیاد گرم نیست.

Still: بدون باد.

Overcast: وجود ابرهای زیاد در آسمان، اما بدون باران.

 

صحبت کردن در مورد انواع گیاهان و بخش‌‌های گیاهان با استفاده از لغات طبیعت به انگلیسی

تا این جا صفات مختلف برای توصیف طبیعیت در انگلیسی را‌ یاد گرفتیم. در این بخش ‌می‌خواهیم چیز‌‌های که ‌می‌توانیم در طبیعت پیدا کنیم را بررسی کنیم.

گیاهان کوچک و نازک

Bush: گیاهی بوته ای که نزدیک زمین رشد ‌می‌کند، دارای برگ‌‌های زیاد است و گسترده ‌می‌شود.

Shrub: معادل کلمه‌‌ی Bush.

Hedge: مانند bush اما معولا دارای شکل مستطیلی است. این گیاهان معمولا دور خانه‌‌ها قرار ‌می‌گیرند و نقش فنس‌ یا پرچین را دارند.

Grass: گیاهی که به طور وحشی در زمین، دشت‌ یا چمن کنار خانه‌‌ها رشد ‌می‌کند.

Moss:‌‌ یک گیاه نرم که روی سنگ‌‌ها و درختان رشد ‌می‌کند و شبیه موکت سبز رنگ است.

Mushroom: قارچی که در مکان‌‌های تاریک رشد ‌می‌کند. بعضی از قارچ‌‌ها خوراکی و بعضی از آن‌‌ها سمی ‌هستند.

Herb: انواع گیاهانی که برای طعم دهی به غذا (ریحان، جعفری، نعناع)، داروی گیاهی‌ یا دمنوش استفاده ‌می‌شوند.

Fern:‌‌ یک گیاه باستانی که برگ‌‌هایی شبیه پر دارد.

Reed: گیاهی که شبیه علف بلند است و در باتلاق‌‌ها و تالاب‌‌ها رشد ‌می‌کند.

Bamboo: گیاهی که شبیه ساقه‌‌های بلند چوب است و در آب و هوای استوایی رشد ‌می‌کند.

Ivy: گیاهی که برگ‌‌های پنج پر داشته و نزدیک زمین رشد ‌می‌کند و از ساختمان‌‌ها و درختان بالا ‌می‌رود، پیچک.

Poison Ivy: نوعی پیچک که در صورت لمس شدن باعث خارش پوست و جوش زدن آن ‌می‌شود.

 

لغات طبیعت به انگلیسی : بخش‌‌های اصلی گیاهان در انگلیسی

Seed: چیزی که گیاهان از آن رشد ‌می‌کنند، دانه.

Root: بخشی از گیاهان که زیر زمین باقی ‌می‌ماند و آب را جذب ‌می‌کند، ریشه.

Stem: بخش از گیاه که رو به بالا رشد کرده و گل‌‌ها را بالا نگه ‌می‌دارد، ساقه.

Stalk:‌‌ یک کلمه‌‌ی دیگر برای stem.

Leaf: بخش سبز گیاه که نور خورشید را جذب ‌می‌کند، برگ.

Petal: بخش‌‌های رنگارنگ گل‌‌ها، گلبرگ.

Bud: اولین مرحله از رشد گیاهی که سپس گل ‌می‌دهد و ‌می‌شکفد، غنچه.

Thorn: بخشی از ساقه‌‌ی گیاه که داری نوک تیز است، خار.

Branch: بخشی از درخت که از تنه‌‌ی اصلی آن رشد ‌می‌کند، شاخه.

Twig:‌‌ یک شاخه‌‌ی کوچک.

Bark: پوسته‌‌ی بیرونی درخت.

 

اسم گل‌‌های زیبا و متداول در انگلیسی

Daffodil:‌‌ یک گل با گلبرگ‌‌های کوچک زرد رنگ.

Rose: گل‌‌هایی خاردار با گلبرگ‌‌های روشن قرمز که نشان عشق هستند.

Dandelion:‌‌ یک علف که گل‌‌های زرد رنگ دارد.

Daisy:‌‌ یک گل با گلبرگ‌‌های سفید رنگ و مرکز زرد رنگ.

Lily:‌‌ یک گل با اندازه‌‌ی متوسط که گلبرگ‌‌های آن ‌می‌توانند رنگ‌‌های متفاوتی داشته باشند.

Tulip: گلی که در بسیاری از باغ‌‌ها پیدا ‌می‌شود و در هلند مشهور است. این گل‌‌ها ‌می‌توانند رنگ‌‌های متنوعی داشته باشند و به عید پاک ربط داده ‌می‌شوند.

Sunflower: گل بزرگی که گلبرگ‌‌های زرد روشن و مرکز قهوه ای رنگی دارد.

حالا که کلمه‌‌های اولیه را‌ یاد گرفتید، وقت آن است که بیشتر در مورد درختان‌ یاد بگیرید.

 

اسم درختان بلند متداول در انگلیسی

به طور کلی دو نوع درخت در طبیعت داریم: درختان برگریز (deciduous) و درختان همیشه سبز (evergreen). همانطور که از نامشان مشخص است، درختان برگریز معمولا در فصل پاییز برگ‌‌های خود را ‌می‌ریزند اما درختان همیشه سبز در تمام طول سال برگ‌‌های خود را نگه ‌می‌دارند. بیشتر درختان را ‌می‌توان در این دو گروه قرار داد. اما جالب است بدانید که روی زمین بیشتر از 60 هزار نوع درخت وجود دارد.

Palm Tree: درختی استوایی که نه برگریز است نه همیشه سبز با برگ‌‌های نوک تیز مانند درخت نارگیل و نخل.

Cactus: گیاهی خاردار که نه برگریز است نه همیشه سبز و در بیابان رشد ‌می‌کند، کاکتوس.

Maple:‌‌ یک درخت برگریز با برگ‌‌های سه پر، افرا.

Oak:‌‌ یک درخت برگریز دارای میوه‌‌ی بلوط.

Birch:‌‌ یک درخت برگریز با پوسته‌‌ی نازک سفید، توس.

Willow:‌‌ یک درخت برگریز بزرگ با برگ‌‌های نازک و شاخه‌‌های پرده مانند، بید.

Poplar:‌‌ یک درخت برگریز با اندازه متوسط و برگ‌‌های اشک شکل، سپیدار.

Pine:‌‌ یک درخت همیشه سبز با برگ‌‌های سوزنی و میوه مخروطی، کاج.

 

لغات توصیف طبیعت به انگلیسی

 

اسم ابزارهای باغبانی برای مراقبت از درختان در انگلیسی

باغبان‌‌ها برای مراقب از درختان از این ابزار استفاده ‌می‌کنند.

Gardener: کسی که از‌‌ یک باغ مراقبت ‌می‌کند، باغبان.

Flower Pot: ظرفی که گل‌‌ها در آن رشد ‌می‌کنند، گلدان.

Vegetable Garden: باغی که مخصوص کاشت سبزیجات است.

Weed: گیاهی ناخواسته که در باغ رشد ‌می‌کند.

Weed: (فعل) چیدن و بیرون آوردن علف‌‌ها از باغ.

Shovel: ابزاری برای کندن زمین.

Pail:‌‌ یک محفظه‌‌ی سیلندر مانند (دایره وار) برای حمل آب، سطل.

Watering Can:‌‌ یک محفظه‌‌ی مخصوص برای آب دادن به گیاهان.

Shears:‌‌ یک ابزار برای چیدن گیاهان، قیچی باغبانی.

Rake:‌‌ یک ابزار برای جمع کردن گیاهان چیده شده‌ یا برگ‌‌های ریخته شده روی زمین، شن کش.

Hoe:‌‌ یک ابزار با‌‌ یک تیغ برای بیرون آوردن علف‌‌ها، کج بیل.

Sow: (فعل) کاشت دانه.

Mow: (فعل) اصلاح چمن با چمن زن.

Lawnmower: ماشینی که برای زدن چمن‌‌ها استفاده ‌می‌شود. این دستگاه ‌می‌تواند بنزینی‌ یا دستی باشد.

Wheelbarrow:‌‌ یک گاری‌‌ یک چرخ برای جا به جا کردن وسایل باغبانی.

Shed:‌‌ یک اتاقک کوچک برای قرار دادن وسایل باغبانی و دیگر وسایل.

 

مناظر زیبای طبیعی در انگلیسی | لغات طبیعت به انگلیسی

مناظر زیبای بسیار زیادی در زمین وجود دارند.

Bay: جایی که دریا به سمت خشکی آمده و از سه سمت با ساحل احاطه ‌می‌شود.

Lake:‌‌ یک بدنه از آب درون خشکی (دریاچه). دریاچه‌‌ها معمولا دارای آب شیرین هستند.

Sea:‌‌ یک بدنه‌‌ی بزرگ از آب شور (دریا). در حال حاضر بیشتر از 50 دریا در جهان وجود دارد.

Ocean:‌‌ یک بدنه‌‌ی بزرگتر از آب شور (اقیانوس). در جهان پنج اقیانوس وجود دارد: اطلس، آرام، هند، قطب شمال و اقیانوس جنوبی.

River: نهر روانی از آب (رودخانه).

Creek:‌‌ یک رودخانه‌‌ی باریک.

Waterfall: جایی که آب از‌‌ یک نقطه‌‌ی بلند به پایین ‌می‌ریزد، آبشار.

Canyon: دره‌ای خشک و سنگی که توسط صخره‌‌ها احاطه شده است.

Glacier:‌‌ یک تکه ‌‌یخ بزرگ دور منطقه‌‌ی قطبی زمین.

Meadow:‌‌ یک زمین بزرگ پر از گل و علف.

Forest:‌‌ یک منطقه انبوه از گیاهان و درختان.

Mountain:‌‌ یک برآمدگی بزرگ در زمین (کوه). کوه‌‌ها معمولا سنگی، پوشیده از برف و آتش فشانی هستند.

Hill:‌‌ یک برآمدگی کوچک در زمین،‌تپه.

Plain:‌‌ یک منطقه صاف (دشت). دشت‌‌ها معمولا پوشیده از علف هستند.

Marsh:‌‌ یک منطقه که معولا مملو از آب و گل است.

Island: تکه ای زمین که از همه طرف با آب احاطه شده است.

Peninsula:‌‌ یک تکه از زمین که از سه طرف با آب احاطه شده است.

Sevanna:‌‌ یک زمین خشک در‌‌ یک منطقه‌‌ی استوایی. ساوانا‌‌های زیادی در آفریقا وجود دارند.

Valley: بخشی از زمین بین کوه‌‌ها‌ یا تپه‌‌ها.

Desert:‌‌ یک منطقه‌‌ی خشک پوشیده از شن و سنگ که گیاهان زیادی در آن رشد نمی‌کنند.

Tundra:‌‌ یک منظره‌‌ی خشک در مناطق سردسیر.

Cliff:‌‌ یک برآمدگی کوه مانند که معمولا در کنار دریا قرار دارد.

Cave: تونل‌ یا اتاقکی در زیر زمین.

Beach: منطقه‌ای شنی در کنار‌‌ یک بدنه‌‌ی آب.

Field: زمینی که پوشیده از علف و دیگر گیاهان است.

حتما این کلمات را به طور مرتب تمرین کنید.

 

لغات توصیف طبیعت به انگلیسی

ویژگی‌‌های زمین شناسی باستانی

علم زمین شناسی به بررسی پدیده‌‌هایی که باعث شکل دهی زمین ‌می‌شوند ‌می‌پردازد. این لیست نیز فرایند‌‌های زمین شناسی که ‌می‌توانند روی زندگی انسان‌‌ها تاثیر مهمی ‌داشته باشند را معرفی ‌می‌کند.

Bedrock: سطح بزرگ و صاف سنگی.

Sedimentary Rock: سنگی که توسط آب و باران جا به جا شده است.

Igneous Rock: سنگی که مستقیما از ماگما‌ یا لاوا ساخته شده است، سنگ آذرین.

Metamorphic Rock: سنگ‌‌های رسوبی و آذرینی که توسط حرارت بالا تغییر‌ یافته اند.

Crater: دهانه‌‌ی بزرگ دایره‌ای شکلی که توسط‌‌ یک کوه آتشفشان ساخته شده است.

Erosion: زمانی که آب‌ یا هوا سنگ‌‌ها را در هم ‌می‌شکنند.

Fossil: باقی مانده‌‌های قدیمی‌ گیاهان‌ یا حیواناتی که مدت‌‌ها پیش مرده اند.

Gem: سنگی قیمتی که معمولا به عنوان جواهرات استفاده ‌می‌شود.

Geyser: جایی که آب داغ از درون زمین به بیرون اسپری ‌می‌شود.

Hot Spring: استخری که آب آن به وسیله‌‌ی فرایند‌‌های زیر زمینی گرم شده است.

Mineral: ماده ای جامد که توسط زمین ساخته شده است.

Seismic Activity: حرکت صفحه‌‌های زمین توسط فرایند‌‌های طبیعی.

Earthquake: زمانی که صفحات زمین حرکت ‌می‌کنند و باعث به وجود آمدن لرزش‌ یا جدا شدن صفحات ‌می‌شوند.

Volcano: کوهی که توسط فوران و لاوا ساخته شده است.

Magma: ماده ای داغ در زیر زمین.

Lava: زمانی که ماگما از زیر زمین بیرون ‌می‌آید لاوا نامیده ‌می‌شود.

Eruption: زمانی که لاوا‌ یا ماگما از بالای کوه آتش فشان بیرون ‌می‌آید.

Tsunami: موج بزرگی که توسط‌‌ یک زلزله زیر دریا شکل گرفته است.

Fossil Fuel: سوختی طبیعی که برای به حرکت در آوردن ماشین‌‌ها، هواپیما‌‌ها و تولید برق استفاده ‌می‌شود.

 

لغات توصیف طبیعت به انگلیسی : تغییرات اقلیمی‌

فعالیت‌‌های انسان‌‌ها دمای زمین و الگو‌‌های آب و هوایی را تحت تاثیر قرار داده است. به این پدیده تغییرات اقلیمی (Climate Change) گفته ‌می‌شود.

Atmosphere: لایه‌ای از گاز‌‌ها در آسمان که زمین را احاطه کرده است.

Ozone: لایه‌ای از گاز اکسیژن در بالای زمین که از ما در برابر نور خورشید محافظت ‌می‌کند.

Carbon Dioxide: گازی که در هنگام بازدم از بدن ما بیرون ‌می‌آید. این گاز با سوزاندن سوخت‌‌های فسیلی نیز تولید ‌می‌شود.

Emissions: گاز‌‌هایی که با سوزاندن سوخت‌‌های فسیلی تولید ‌می‌شوند. این گاز‌‌ها در ماشین‌‌ها، نیروگاه‌‌ها و کارخانه تولید ‌می‌شوند.

Ecosystems: جامعه ای از گیاهان و حیواناتی که برای بقا به هم دیگر متکی هستند.

Habitat: محلی که حیوانات در آن زندگی ‌می‌کنند.

Extinction: زمانی که همه‌‌ی اعضای‌‌ یک گونه از حیوان ‌می‌میرند.

The Greenhouse Efeect: زمانی که گاز‌‌های منتشر شده از ماشین‌‌ها و کارخانه‌‌ها و غیره زیر اتمسفر گیر ‌می‌افتند و باعث گرم شدن زمین ‌می‌شوند.

Pollutant: چیزی که زمین را آلوده ‌می‌کند‌ یا به آن آسیب ‌می‌رساند.

Non-renewable Resource: منبعی که تنها‌‌ یک بار ‌می‌توان از آن‌‌ استفاده کرد، مانند گاز طبیعی.

Renewable Resource: منبعی که ‌می‌تواند بار‌‌ها و بار‌‌ها استفاده شود، مانند انرژی باد.

Coal: ماده ای باستانی به شکل سنگ که ‌می‌تواند به عنوان‌‌ یک سوخت سوزانده شود.

Oil: مایعی که در زیر زمین پیدا شده و ‌می‌تواند به عنوان‌‌ یک سوخت سوزانده شود.

Solar Energy: فر‌می‌از انرژی که از اشعه‌‌های خورشید استفاده ‌می‌کند.

Wind Energy: فر‌می‌از انرژی که از باد استفاده ‌می‌کند.

Drought: زمانی که‌‌ یک بخش از زمین برای مدتی طولانی خشک باشد.

Ice Caps:‌‌ یک کلمه‌‌ی دیگر برای Glacier‌‌ها در قطب شمال زمین.

 

آموزش انگیسی:‌ یادگیری لغات طبیعت به انگلیسی

تا به این جا لغات انگلیسی زیادی در مورد گیاهان، باغبانی، پدیده‌‌های طبیعی و زمین شناسی‌ یادگرفتید. برای سپردن این لغات به حافظه‌‌ی بلند مدت خود، آن‌‌ها را مرتب تمرین کنید و سعی کنید در محتوا‌‌های انگلیسی مرتبط مانند کتاب‌‌ها و ویدیو‌‌ها آن‌‌ها شناسایی کنید. آموزش زبان انگلیسی فرایندی زمانبر است. برای‌ یادگرفتن این لغات باید تمرین زیادی داشته باشید، اما به مرور متوجه پیشرفت قابل توجه خود در درک متن‌‌های تخصصی در مورد طبیعت خواهید شد.

 

لغات توصیف طبیعت به انگلیسی