هفت کلمه ای که بهتر است از 2021 به بعد از آن ها استفاده نکنیم!
نحوه استفاده مردم از زبان دائماً در حال تغییر است. کلماتی که زمانی رایج و به اصطلاح با حال بودند کم کم منسوخ می شوند ، معانی آن ها نیز تغییر می یابد و گاهی اوقات متوجه می شویم که کلماتی که زمانی بی ضرر تصور می شدند در واقع نامناسب یا حتی توهین آمیز نیز هستند. بیشتر ما در یک زمان یا زمان دیگری از کلمات مورد دار استفاده کرده ایم. شاید ما چیزی را که در برنامه مورد علاقه خود شنیده ایم تکرار کنیم ، یا این که جدیدترین واژه ی عامیانه را بدون در نظر گرفتن ریشه آن یا گروه هایی که ممکن است در اثر استفاده از آن ها آسیب ببینند ، مورد استفاده قرار داده ایم. تغییر واژگان در ابتدا همیشه کمی ناخوشایند احساس می شود. خوشبختانه کلمات زیادی برای انتخاب وجود دارد و ما اتفاقاً در تشخیص اینکه از کدام یک استفاده می کنیم متخصص هستیم.
در این مقاله آموزش لغات انگلیسی، هفت کلمه ای آورده شده است که مردم در سال 2021 می خواهند یک بازنگری درباره آن ها داشته باشند و کلمات جدیدی را جایگزین آن ها نمایند. برخی از این کلمات را در این مقاله عنوان کرده ایم که با بررسی معانی و مثال های آن می توانید به راحتی جایگزینی برای کلماتی قبلی پیدا کنید.
Dumb (بی عقل، کُندذهن)
این کلمه بسیار قدیمی و رایج است. شما احتمالاً میلیون ها بار آن را شنیده اید که به عنوان روشی برای توصیف یک شوخی یا فیلمی که شخصی دوستش نداشته است ، یا توصیف چیزی که خسته کننده ، غیرجالب یا غیرهوشمندانه است به کار رفته است. شاید حتی خودتان هم در چنین مواردی از آن استفاده کرده باشید. این کلمه برای اولین بار قبل از سال 1000 به کار رفته است که در واقع مربوط به dumbr از نورس قدیم ، dumbs از گوتیک ، dumb از ساکسون قدیم ، tump آلمان قدیم ، و dumm آلمانی است ، و در اصل به معنای “فقدان قدرت گفتار” یا “موقتا ناتوان در گفتار” به کار رفته است. از نظر تاریخی ، گاهی اوقات افرادی که نمی توانستند بشنوند یا صحبت کنند ، به آن ها این برچسب را به معنی کر و لال می زدند. این کاربرد دیگر معمول نیست ، اما سابقه و ارتباط آن همچنان باقی است. در نتیجه ، نحوه استفاده ما از Dumb امروزه اغلب مشکل ساز و بالقوه توهین آمیز است. در واقع این عبارت برچسبی نامناسب بود که ارتباطی نامناسب بین ناتوانی های جسمی و هوشی با شایستگی ایجاد می کرد که منطقی نبود. در این جا کلمات بهتر و مناسب تری وجود دارد که می توانیم از آن ها استفاده کنیم:
That child is acting foolish.
آن کودک احمقانه رفتار می کند.
I think, that’s a silly thing to do.
فکر می کنم این یک کار احمقانه است.
The argument made the participants sound so ignorant.
این بحث باعث شد تا شرکت کنندگان خیلی نادان بنظر برسند.
Psycho (روانی)
وقتی کلمه psycho را می شنوید ، ممکن است به یاد فیلم معروف psycho یا همان همکلاسی سابق خود در فیس بوک بیفتید که دائماً نظریه های توطئه وحشیانه را به اشتراک می گذارد. در استفاده های امروزی ، مردم معمولاً برای توصیف چیزهایی عجیب و غریب ، فوق العاده عجیب و غریب یا ماورایی، از این کلمه استفاده می کنند. متأسفانه ، طرفداران بهداشت روان نگرانند که استفاده گاه به گاه از این کلمه می تواند کلیشه های منفی بیماری روانی را تقویت کند. این کلمه، شکل کوتاه شده از اصطلاحات psychological یعنی روانشناختی یا psychotic به معنای روان پریشی است که اولین بار در دهه 1930 در زبان انگلیسی به کار رفت. این کلمه وقتی به عنوان اسم استفاده می شود ، به “فردی دیوانه یا ناپایدار ذهنی” اطلاق می شود و زمانی که به عنوان صفت مورد استفاده قرار می گیرد ، موضوعی را توصیف می کند که ” روان پریش” تلقی می شود. استفاده دقیق از زبان زمانی اهمیت دارد که مطمئن باشیم به افراد انگ مسائل روانی نزده ایم. با در نظر داشتن این موضوع ، ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که استفاده از کلمه psycho را رها کنیم و راهی بهتر برای توصیف آنچه در مورد آن صحبت می کنیم پیدا کنیم. از کلمات زیر می توانید به عنوان جایگزین کلمه psycho استفاده کنید.
He’s a bit of an oddball.
او کمی عجیب و غریب است.
They student’s quirky behavior gets a lot of attention.
رفتار نامتعادل آن دانش آموز بسیار جلب توجه می کند.
My capricious classmate keeps yelling about her lost stapler.
همکلاسی عصبی من مرتباً در مورد میخکوب گمشده خود فریاد می کشد.
The young man freaked out when I borrowed his jacket. He’s so fickle.
مرد جوان وقتی من کتش را به امانت گرفتم عصبی شد. او بسیار دیوانه است.
Powwow (کنفرانس یا جلسه)
در فرهنگ اداری ، ممکن است بشنوید که کسی یک تیم یا جلسه ایده پردازی را با کلمه ی Powwow توصیف می کند. در این کاربرد غیررسمی ، Powwow به معنای “یک کنفرانس یا جلسه” است. متأسفانه ، این کاربرد ممکن است نمونه ای از تخصیص فرهنگی باشد. پاوو معمولاً به گردهمایی های بزرگی که توسط ملت های بومی آمریکا برای معاشرت ، رقص ، آواز و جشن در فرهنگ خودش ترتیب داده می شود ، اشاره دارد. این مراسم ها غالباً همراه با رقص با اعمال معنوی ، مذهبی و آیینی همراه است. این کلمه خود از Algonquian ، مربوط به کلمه Natick pauwau یا “کسی است که جادو می کند” گرفته شده است. به نظر میرسد که وقتی یک جلسه هفتگی Powwow نامیده می شود ، یک جور بازی با کلمات به نظر می رسد ، اما در واقع معنی اصیلی را از بخش مهمی از فرهنگ های خاص بومی آمریکا دور می کند. پس بهتر است به جای آن از کلمات جایگزین زیر، استفاده کنیم:
Let’s huddle up this Monday.
بیایید این هفته دور هم جمع شویم.
I think we should put our heads together on this idea.
به نظرم من باید نظرات خود را درباره این ایده یکی کنیم.
It’s time to rally.
وقت تجمع است.
Let’s kick around some ideas.
بیایید برخی از ایده ها را تحلیل کنیم.
Lame (لنگ)
کلمه lame از یک کلمه انگلیسی قدیمی به معنای “معلول ، ضعیف” می آید که اولین بار در دهه 700 ثبت شد. اما ، در دهه 1300 ، استفاده از این کلمه به شدت تغییر می کند. معنای Lame اشاره به هر چیزی که “معیوب” تلقی می شد ، گسترش یافت و در اواخر دهه 1800 ، برای مسخره کردن افراد یا چیزهایی که “بی خاصیت” تلقی می شدند ، مورد استفاده قرار می گرفت. این روشی است که امروزه معمولاً از این کلمه استفاده می شود ، اما این کاربرد تأثیرات مضر روی گروه خاصی از افراد دارد. در سال 2021 ، بسیاری از افراد این کلمه را آسیب رسان می دانند. توانگرایی نوعی تبعیض علیه معلولان است و شامل زبانی است که جامعه معلولان را به حاشیه می برد و جایگاهشان را متزلزل می کند. استفاده از Lame برای توصیف موارد نامطلوب یا غیرقابل قبول می تواند ارتباطی ناشایست با معلولیت های جسمی ایجاد کند. در عوض بهتر است از کلمات زیر استفاده شود:
That is so banal.
این مسئله خیلی پیش پا افتاده است.
I spent the entire day doing humdrum chores.
من کل روز را به انجام کارهای یکنواخت سپری کردم.
The theme for the school dance is so corny.
موضوع رقص در مدرسه خیلی چرند است.
The director’s last movie was hackneyed and boring.
آخرین فیلم کارگردان یک فیلم بی معنی و خسته کننده بود.
Crazy (دیوانه)
این کلمه یکی از رایج ترین کلمات در انگلیسی آمریکایی است. آهنگ هایی درباره عشق هایی که مردم را دیوانه کرده اند وجود دارد. مردم به طور عادی می گویند سال 2020 “دیوانه ترین” سال تاکنون بوده است. اما استفاده بیش از حد از این کلمه برای توصیف هر چیز و همه چیزهایی که عجیب ، جذاب ، هیجان انگیز ، عالی یا وحشتناک به نظر می رسد ، برخی از طرفداران بهداشت روان را شاکی می کند. در دهه 1500 ، کلمه دیوانه به معنای “مریض و ناتوان بودن” بود. یک قرن بعدش این واژه تکامل یافته و به معنای “نابسامان ذهنی ، دیوانه یا بی هوش” تغییر ماهیت می دهد. دیوانه می تواند اصطلاحی نفی کننده و غیرانسانی باشد که کلیشه های آسیب رسان در مورد بیماری های روانی را تقویت می کند. محبوبیت آن به این معنی است که خلاص شدن از آن دشوار است ، اما اگر شما می خواهید این تغییر مثبت را در واژگان خود ایجاد کنید تا به نفع جامعه بهداشت روان باشد کلمات دیگری وجود دارد که باید از آنها استفاده کنید. به جای این واژه پرکاربرد می توانید این کلمات را جایگزین آن کنید:
Your decision is completely irrational.
تصمیم شما کاملا غیر منطقی است.
The stories he is telling us about his trip look unreal!
داستان هایی که او درباره سفر خود برای ما تعریف می کند غیر واقعی به نظر می رسند!
tribe (قبیله)
د ر اوایل سال 2010 ، همه یک (tribe) قبیله داشتند. این کلمه ای بود که ما برای توصیف گروه صمیمی دوستان یا افراد مشابه آنها استفاده می کردیم. اما یک استفاده دیگر از این کلمه وجود دارد که به این صورت است، برای توصیف افرادی که احساس می کنند واقعاً با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و مورد توجه قرار می گیرد: “Find your tribe” یعنی “قبیله خود را پیدا کنید” یک روش معمول برای تشویق مردم برای یافتن افرادی است که با آن ها اتفاق نظر بیشتری دارند و احساس راحتی می کنند؛ اما این کاربرد، به معنای اصیل به کلمه آسیب می زند. قبیله “مجموعه ای از مردم است که با پیوندهای تباری از یک جد مشترک ، جامعه ای از آداب و رسوم ، پیروی از همان رهبران متحد می شوند.” استفاده از کلمه tribe به معنی قبیله، به سال 1200 برمی گردد و از کلمه قبیله لاتین ناشی می شود که در اصل مربوط به تقسیم بندی گروه های رای دهنده در روم باستان بود. قبیله در طول تاریخ توسط استعمارگران برای توصیف گروه های بومی در سراسر قاره های آفریقا و آمریکا استفاده می شده است ، و بسیاری این کاربرد را توهین آمیز می دانند زیرا باعث ایجاد کلیشه هایی در مورد فرهنگ های بومی می شود. استفاده گاه به گاه از قبیله ها در این موضوعات مهم جلوه می کند و کلمه ای را که برای بسیاری از گروه ها مضراتی دارد را ، رواج می دهد. مطمئناً ما می توانیم راهی برای جدا کردن مفاهیم روزمره از این کلمه پیدا کنیم. برای مثال به کلمات زیر توجه کنید:
This man is my soul mates.
این مرد جفت روحی من است.
They are kindred spirits.
آنها ارواح خویشاوندی هستند.
I’m so grateful for this community.
من از بودن در این مجموعه بسیار خوشحالم.
OCD (وسواس)
به طور معمول ، مردم از این اصطلاح استفاده می کنند تا نشان دهند در مورد علاقه یا سرگرمی خاصی وسواس دارند. آن ها ممکن است بگویند OCD هستند زیرا جوراب های خود را بر اساس رنگ مرتب می کنند یا در مورد مکان بعضی از وسایل در خانه حساس هستند. مساله این است که این کاربرد یک بیماری روانی واقعی را بی اهمیت جلوه می کند. OCD مخفف (obsessive-compulsive disorder) به معنی وسواس است. این یک اختلال روانی شناخته شده است که می تواند تأثیر جدی بر زندگی افراد مبتلا داشته باشد. موسسه ملی بهداشت وسواس را یک اختلال شایع ، مزمن و طولانی مدت تعریف می کند که در آن فرد دارای افکار (وسواس) و رفتارهای غیرقابل کنترل و تکرار شونده (اجباری) است که تمایل به تکرار آنها را دارد. بعضی اوقات ممکن است مبتلایان به اختلال وسواس فکری اجباری در ارتباط با نظافت یا بهداشت داشته باشند ، اما استفاده از اختلال وسواس فکری عصبی به عنوان اصطلاحاتی برای توصیف عادات دمدمی مزاجی که در واقع با یک مسئله بهداشت روانی ارتباط ندارند تحقیرآمیز و انکارکننده است. به جای استفاده بی جا از این عبارت قطعا راه بهتری وجود دارد! به مثال های زیر توجه کنید:
I can’t help it that I’m so precise.
نمیتوانم این ویژگی ام که به همه چیز بیش از حد دقیق می شوم، را کنترل کنم.
He’s particular about his sock drawer.
او نسبت به کشو جورابهایش وسواس خاصی به خرج می دهد.
I’m finicky about the way my books go on the shelf.
من نسبت به نحوه ی قرارگیری کتابهایم در قفسه حساس هستم.
|
با رویکرد مفهومی |
| آموزش رایگان لغات انگلیسی |
| آموزش رایگان تلفظ انگلیسی |
هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.