Parts of Speech in English

 

تعریف اجزای کلام در انگلیسی – Part of Speech

اجزای کلام در انگلیسی یا جزء کلام، یک اصطلاح و دسته بندی در زبان انگلیسی است که در آن کلمات انگلیسی در هشت دسته مختلف با توجه به کاربردشان در جمله قرار می‌گیرند. به این‌ها کلاس های لغوی (word classes) نیز گفته شده و اجزای کلام در انگلیسی بلوکه های گرامر انگلیسی را تشکیل می دهند.

 

لیست اجزای کلام در انگلیسی

 

در زبان انگلیسی، کلمات کوچکترین واحد زبان شمرده می شوند که نسبت به هم معنای متفاوتی دارند. با توجه به استفاده، کاربرد و عملکردشان، در این هشت دسته قرار می گیرند. این هشت دسته اجزاء کلام عبارتند از: اسم، ضمیر، فعل، قید، صفت، کلمه ربط، حرف اضافه، حرف ندا.

اجزای کلام در انگلیسی

1) اسم – Noun

اسم کلمه ای است که برای قرارداد روی اشخاص، اشیاء، حیوانات، اماکن، ایده ها و اتفاقات و رخدادها می گذاریم تا در یک مکالمه، دو طرف بتوانند منظورشان را به یکدیگر بفهمانند. مثلا قرارداد می کنیم که سیب، آن میوه خاص است و هروقت از سیب حرف بزنیم، همه می دانند راجع به چه چیزی صحبت می کنیم چرا که در انگلیسی قرارداد شده است سیب را Apple بنامیم. پس، اسمِ این میوه می شود سیب.

  • Tom Hanks is very versatile.
  • Dogs can be extremely cute.
  • It is my birthday.
این مطلب رو هم بخوانید  ۳۰۰۰ کلمه متداول انگلیسی

 

اسامی در زبان انگلیسی به هفت نوع مختلف تقسیم می شوند:

 

اسم خاص Proper Noun

اسم خاص با یک حرف بزرگ شروع شده و به یک شخص، شیء یا مکان خاص گفته می شود:

Examples: Volkswagen Beetle, Game of Thrones

 

اسم عام Common Noun

این اسامی عام مخالف اسم خاص هستند و به چیز خاصی اشاره نداشته و اسمِ ژنتیکی اشیاء، اماکن یا اشخاص هستند:

Examples: desk, laptop, hard drive

 

اسم ذات – Concrete Noun

این اسم به کلماتی داده می شود که با پنج حِس انسان قابل درک است:

Examples: paper, sand, glass

 

اسم انتزاعی Abstract Noun

اسامی انتزاعی، برعکس اسم ذات، با پنج حِس انسان قابل درک نیست:

Examples: honesty, kindness, hate

 

اسم قابل شمارش Count(able) Noun

هر اسمی که فرم مفرد و جمع داشته باشید و بتوانیم آن را بشماریم در دسته اسامی جمع قرار می گیرد:

Examples: website, book, friend

 

اسم جرم (یا غیرقابل شمارش) Mass (Uncountable) Noun

این مخالف اسم قابل شمارش است و به اسامی ای اطلاق می شود که نمی تواند آن ها را شمرد مگر آنکه با یک ظرف (Container)، واحدی برایشان در نظر بگیریم:

Examples: milk, sugar, blood

Containers: cup, kilo, carton, pot, bucket

 

اسم جمع Collective Noun

این اسامی به گروهی از افراد، اشیاء یا اماکن برمی گردد:

این مطلب رو هم بخوانید  کالوکیشن های انگلیسی

Examples: herd (group of mammals), class (group of students), pack (group of hyenas)

 

2) ضمیر – Pronoun

ضمیر در جایگاه و به جایِ اسم می نشیند. اسم می تواند در جمله جایگاه فاعل، مفعول، یا توضیحات فاعل بشیند، و ضمیر که جایگزین اسم می شود نیز می تواند در این سه جایگاه بشیند. در جدول زیر، انواع ضمایر انگلیسی آورده شده است.

SubjectiveIYouHe/she/ItWeYouThey
Objective, Subject ComplementMeYouHim/Her/ItUsYouThem
PossessiveMineYoursHis/Hers/ItsOursYoursTheirs

 

 

3) صفت – Adjective

صفات کلماتی هستند که اسم و ضمیر را توصیف می کنند. صفت ها می توانند قبل اسم آمده یا بعد از اسم و ضمیر بیایند. به مثال ها دقت کنید:

It is such a happy hamster.

Their baby is quiet.

It is cold.

 

4)  فعل – Verb

شاید بتوان گفت بدون فعل، جمله نمی تواند از نظر دستوری و معنایی ساخته شود. فعل، یا بیان حالت می کند (State Verb) و یا بیانگر یک اتفاق کنشی (Action) فیزیکی یا ذهنی است. مثال های انواع فعل در زبان انگلیسی را ببینید:

Stative verbs: be (am, is, are, etc.), have, like, feel, etc.

Action verbs: swim, think, play, speak, react, etc.

 

5) اجزای کلام در انگلیسی _ قید – Adverb

مثل صفات که کلمات را توصیف می کنند، قیود نیز کلمات را توصیف می کنند اما این توصیف ها چند گروه مختلف دارد.

 

قید زمان Adverb of Time

قید زمان اسمش رویش است:

In the morning, tomorrow, at 5 o’clock, etc.

 

قید مکان Adverb of Place

درست مثل قید زمان، قید مکان موقیت یک اتفاق، رخداد یا حالت را بیان می کند و به سوال کجا جواب می دهد.

Outside, on the balcony, everywhere

 

قید حالت Adverb of Manner

حالت انجام فعل، کیفیت و کمیت آن با قید حالت گفته می شود.

این مطلب رو هم بخوانید  لغات انگلیسی

Speak loudly, run fast, dance gracefully

 

قید درجه (مصلح) Adverb of Degree (Modifier)

این قید قبل یک صفت یا قید دیگر آمده و درجه آن را کم و زیاد می کند.

Absolutely wonderful, quite pretty, bitterly cold

 

قید تکرار Adverb of Frequency

قید تکرار، تکرار شوندگی یک اتفاق را با یک برنامه مشخص شرح می دهد. مثلا، اتفاقی هر روز، هر ساعت، هر دوشنبه، هر دو هفته درمیان، یا هر پنج سال یکبار اتفاق می افتد.

Always, sometimes, often, hardly

 

 

قید نظر Adverb of Comment

با استفاده از این قید، گوینده یا نویسنده نظر خود را راجع به مساله ای مطرح می کند که می تواند مثبت، منفی یا خنثی باشد و احتمالا نظری جهت دار است.

Fortunately, nobody was injured.

 

6) حرف اضافه – Preposition

حروف اضافه رابطه بین کلمات را درون جملات نشان می دهند. حرف اضافه به علاوه کلمات دیگر، یک عبارت حرف اضافه می سازد.

against, by, for, into, close to, out of, apart from

 

7) کلمه ربط – Conjunction

کلمات ربط دسته ای از کلمات هستند که کلمات، عبارات یا جملات را به یکدیگر ربط داده تا رابطه آن ها را مشخص کنند. کلمات ربط در چهار دسته زیر قرار می گیرند:

Coordinators: or, but, so, and, etc.

Subordinators: despite, when, if, etc.

Conjunctive Adverbs: however, additionally, etc.

Correlative Conjunctions: not only, but also; neither … nor …; etc.

 

8) حرف ندا – Interjection

حروف ندا کلماتی هستند که عواطف ما را با اصواتی خاص بیان می کنند. معمولا بعد از آن ها، یک علامت تعجب استفاده می شود.

Ouch! That hurt…

Hurray, we lost!

Hey! I’ve had it!