تفاوت شرطی نوع اول و شرطی نوع دوم

The Difference between Conditional Sentences 1 & 2

 

تفاوت شرطی نوع اول و شرطی نوع دوم چیه!؟

برای خیلی از زبان‌آموزان این سوال پیش میاد که تفاوت شرطی نوع اول و شرطی نوع دوم توی زبان انگلیسی چیه. اجازه بدین با یه مثال شروع کنیم. دیوید برای انجام پروژۀ کلاسش نیاز به کمک داره و از دوستانش می‌پرسه که بهش کمک می کنن یا نه:

David:              Will you help me?

Linda:              I will help you.

Robert:            If I have time, I will help you.

Michael:           If I had time, I would help you.

خب به نظرتون کدوم یکی از دوستان قراره به دیوید کمک کنه؟ لیندا که قطعا بهش کمک می‌کنه اما رابرت و مایکل چطور؟ احتمال اینکه رابرت بهش کمک بکنه خیلی زیاده اما میشه گفت مایکل قطعاً نمی‌تونه بهش کمک کنه مگر اینکه یه معجزه‌ رخ بده. رابرت از شرطی نوع اول استفاده کرده و مایکل از شرطی نوع دوم.

 

شرطی نوع اول

برای روشن ‌شدنِ تفاوت‌ شرطی نوع اول و دوم، بیاین اول هرکدومشون رو بررسی کنیم. وقتی از شرطی نوع اول استفاده می ‌کنیم، می‌خوایم به یه موقعیت محتمل و کاملاً واقعی درآینده اشاره کنیم. در مثال بالا، رابرت مایله به دیوید کمک کنه. اما کمک به دیوید مشروط شده به اینکه وقت و فرصت این کار وجود داشته باشه. هر دو بخش از جمله ی شرطی به زمان آینده اشاره می‌کنن. یادتون باشه که عبارتِ بعد از if با ساختار زمان حال نوشته میشه اما به آینده اشاره داره. (برای دونستن چرایی‌ این اتفاق باید عبارت‌های قیدی زمان یا adverb clause of time رو مطالعه کنید)

 

چند تا مثال دیگه رو ببینید:

If Linda helps, I will finish the project in two days.

If I cannot finish the project on time, I will fail the course.

شرطی نوع دوم

برسیم به شرطی نوع دوم. همونطور که می ‌دونید، وقتی از شرطی نوع دوم استفاده می‌کنیم می‌ خوایم به یه موقعیت غیرواقعی اشاره کنیم (مثلاً، اگر می‌تونستم پرواز کنم، اگر جای تو بودم) یا یه موقعیت فرضی در ذهن داریم (اگر شغلت رو از دست بدی، اگر یه مار سمّی نیشت بزنه).

مشکل اینجاست که در اینجا منظورمون زمان حال و آینده است ولی از ساختارهای گرامری زمان گذشته استفاده می‌کنیم. دلیلش اینه که ما با استفاده از افعال گذشته در عبارت شرطی و همینطور استفاده از would در قسمت دوم جمله، می‌خوایم از واقعیت فاصله بگیریم و بعید بودن و نامحتمل بودن موقعیت رو ترسیم کنیم. پس یادتون نره که شرطی نوع دوم هیچ ارتباطی به زمان گذشته نداره. اجازه بدید یه مثال بزنم:

  1. If I become the president, I will build more schools.
  2. If I became the president, I would build more schools.

جمله ی اول رو احتمالاً کسی میگه که نامزد انتخابات ریاست جمهوریه و احتمال داره در آینده رئیس جمهور بشه. جمله ی دوم رو هم احتمالاً یه دانش‌آموز میگه که آرزو داره توی مدرسۀ بهتر و بزرگتری درس بخونه. پس می‌بینید که در این دو عبارت شرطی به هیچ وجه زمان گذشته مسأله نیست. تفاوت اینجاست که در اولی احتمال وقوع و انجام یک مساله زیاده یا بسیار محتمل و واقعیه. اما در دومی احتمال محقق شدن یک امر، بسیار بعید یا اساساً خیالیه.

خب برگردیم به داستان دیوید. احتمالاً الان روشنه که چه کسی می‌تونه بهش کمک کنه. رابرت به احتمال زیاد می‌تونه کمک بکنه، اما می‌شه گفت که مایکل کاری از دستش بر نمیاد چون وقت نداره.

شما چی؟ می ‌تونید به دیوید کمک کنید؟

من یکی که وقت ندارم:

If I had time, I would help David.

 

دوره‌ی آنلاین زبان 

 

برای مطالعه بیشتر:

اکسیر جملات شرطی در انگلیسی

اکسیر جملات شرطی نوع یک

اکسیر جملات شرطی نوع دو

و …

Practical English Usage, Michael Swan, Section 22.

 

سجاد غلامی 🙂